boxing sparrings
مسابقات بوکسینگ
friendly sparrings
مسابقات دوستانه
intense sparrings
مسابقات شدید
weekly sparrings
مسابقات هفتگی
sparrings session
جلسه تمرین
sparrings match
مسابقه تمرینی
light sparrings
تمرین سبک
technical sparrings
تمرین تکنیکی
sparrings partner
همراه تمرینی
regular sparrings
تمرین منظم
during our training, we had several sparrings to improve our techniques.
در طول آموزش ما، چندین تمرین آزمایشی برای بهبود تکنیکهایمان داشتیم.
the coach organized sparrings to help the fighters prepare for the tournament.
مربی تمرینهای آزمایشی را برای کمک به مبارزان برای آمادگی مسابقات سازماندهی کرد.
she felt more confident after participating in a few sparrings.
او بعد از شرکت در چند تمرین آزمایشی احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.
they scheduled weekly sparrings to enhance their skills.
آنها تمرینهای آزمایشی هفتگی را برای ارتقای مهارتهای خود برنامهریزی کردند.
his sparrings with experienced opponents helped him grow as a fighter.
تمرینهای آزمایشی او با حریفان باتجربه به او کمک کرد تا به عنوان یک مبارز رشد کند.
after each sparring session, they reviewed their performance to identify areas for improvement.
بعد از هر جلسه تمرین آزمایشی، آنها عملکرد خود را برای شناسایی زمینههای قابل بهبود بررسی کردند.
sparrings are essential for building endurance and strategy in martial arts.
تمرینهای آزمایشی برای ایجاد استقامت و استراتژی در هنرهای رزمی ضروری هستند.
he prefers sparrings over traditional drills for a more realistic practice experience.
او ترجیح میدهد تمرینهای آزمایشی را به جای تمرینات سنتی به دلیل تجربه تمرین واقعیتر.
effective sparrings can lead to significant improvements in performance.
تمرینهای آزمایشی مؤثر میتواند منجر به بهبودهای قابل توجهی در عملکرد شود.
boxing sparrings
مسابقات بوکسینگ
friendly sparrings
مسابقات دوستانه
intense sparrings
مسابقات شدید
weekly sparrings
مسابقات هفتگی
sparrings session
جلسه تمرین
sparrings match
مسابقه تمرینی
light sparrings
تمرین سبک
technical sparrings
تمرین تکنیکی
sparrings partner
همراه تمرینی
regular sparrings
تمرین منظم
during our training, we had several sparrings to improve our techniques.
در طول آموزش ما، چندین تمرین آزمایشی برای بهبود تکنیکهایمان داشتیم.
the coach organized sparrings to help the fighters prepare for the tournament.
مربی تمرینهای آزمایشی را برای کمک به مبارزان برای آمادگی مسابقات سازماندهی کرد.
she felt more confident after participating in a few sparrings.
او بعد از شرکت در چند تمرین آزمایشی احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.
they scheduled weekly sparrings to enhance their skills.
آنها تمرینهای آزمایشی هفتگی را برای ارتقای مهارتهای خود برنامهریزی کردند.
his sparrings with experienced opponents helped him grow as a fighter.
تمرینهای آزمایشی او با حریفان باتجربه به او کمک کرد تا به عنوان یک مبارز رشد کند.
after each sparring session, they reviewed their performance to identify areas for improvement.
بعد از هر جلسه تمرین آزمایشی، آنها عملکرد خود را برای شناسایی زمینههای قابل بهبود بررسی کردند.
sparrings are essential for building endurance and strategy in martial arts.
تمرینهای آزمایشی برای ایجاد استقامت و استراتژی در هنرهای رزمی ضروری هستند.
he prefers sparrings over traditional drills for a more realistic practice experience.
او ترجیح میدهد تمرینهای آزمایشی را به جای تمرینات سنتی به دلیل تجربه تمرین واقعیتر.
effective sparrings can lead to significant improvements in performance.
تمرینهای آزمایشی مؤثر میتواند منجر به بهبودهای قابل توجهی در عملکرد شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید