swell

[ایالات متحده]/swel/
[بریتانیا]/swel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. گسترش یافتن; متورم شدن; بزرگتر شدن
vt. باعث گسترش شدن; باعث برآمدگی شدن
n. یک تورم; یک برآمدگی
adj. جذاب; عالی

عبارات و ترکیب‌ها

swell up

ور آمدن

swell with pride

با غرور متورم شدن

swell of emotion

گرایش احساسی

swell in popularity

افزایش محبوبیت

swell the ranks

افزایش تعداد

swell of support

حمایت گسترده

swell of excitement

هیجان زیاد

swell with

متورم شدن با

جملات نمونه

a swell in population

یک افزایش در جمعیت

the swell of the tone

برجستگی لحن

the oily swell of the river.

برآمدگی روغنی رودخانه

the queasy swell of the boat.

برخورد ناخوشایند و آزاردهنده قایق.

had a swell time.

وقت خوبی داشت.

the swelling of the voiceful sea.

تورم دریا صوتی

savings swell into a fortune.

پس‌اندازها به یک ثروت تبدیل می‌شوند.

a swell tennis player

یک بازیکن تنیس برجسته

to swell like a turkey cock

مانند یک قرقاول متورم شدن

A barrel swells in the middle.

یک بشکه در وسط متورم می‌شود.

a swelling with a disposition to rupture.

تورمی که با تمایل به پارگی همراه است.

she felt herself swell with pride.

او احساس کرد که با غرور متورم شده است.

the soft swell of her breast.

برجستگی نرم سینه‌اش.

a huge swell in the popularity of one-day cricket.

افزایش قابل توجهی در محبوبیت کریکت یک روزه.

a swell of pride swept over George.

غروری بر جورج غلبه کرد.

The wind swelled the sails.

باد باعث متورم شدن بادبان ها شد.

The heavy rain swelled the river.

باران شدید باعث متورم شدن رودخانه شد.

His emotion swells and subsides.

احساس او متورم و فروکش می کند.

نمونه‌های واقعی

Tents crumpled and fell as the marching crowd swelled.

چادرها چروکیده و افتادند زیرا جمعیت در حال حرکت افزایش یافت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

OK, alright. Is your tongue swelling up?

باشه، باشه. آیا زبان شما متورم می شود؟

منبع: Friends Season 2

Hagrid's chest swelled at these last words.

سینه هاگرید با این آخرین کلمات متورم شد.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

It was swelling. My throat was swelling up.

در حال متورم شدن بود. گلویم در حال متورم شدن بود.

منبع: VOA Standard English Entertainment

'Cause I'm trying to get a swell on.

چون سعی می کنم یک تورم به دست بیاورم.

منبع: Learn English with Matthew.

Very well, the well-being for human being will swell.

بسیار خوب، رفاه برای انسان افزایش خواهد یافت.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

The pandemic abruptly squelched the swell.

همه‌گیری به طور ناگهانی تورم را سرکوب کرد.

منبع: The Economist (Summary)

Earlier this month, a downpour swelled the Po by 5 feet.

در اوایل این ماه، باران باعث افزایش سطح رودخانه پو به میزان 5 فوت شد.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

The sea grew towering, inflated by long swells.

دریا به ارتفاعی بلند رسید، به گونه ای که توسط امواج بلند متورم شده بود.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

His chest was heaving, swelling with sobs.

سینه او به شدت در حال بالا و پایین رفتن بود، با گریه ها متورم شده بود.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید