twilight

[ایالات متحده]/'twaɪlaɪt/
[بریتانیا]/'twaɪlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غروب، دورهٔ زوال؛ حالت مبهم یا کمرنگ
adj. توهمی؛ مبهم، کمرنگ

عبارات و ترکیب‌ها

twilight zone

منطقه گرگ و میش

evening twilight

غروب شب

جملات نمونه

twilight had not yet come.

هنوز شب نشده بود.

Twilight was -ging into darkness.

غروب به سمت تاریکی پیش می‌رفت.

in the twilight of his life.

در آخرین سال‌های زندگی‌اش.

the twilight glow of the sky; a twilight area in the interpretation of the Constitution.

نور ملایم آسمان؛ یک حوزه مبهم در تفسیر قانون اساسی.

he was in the twilight of his career.

او در اواخر دوران حرفه‌ای خود بود.

Twilight merged into night.

غروب به شب تبدیل شد.

a twilight zone between good and evil.

منطقه ای نیمه تاریک بین خوب و شر.

Twilight merged into darkness.

غروب به تاریکی تبدیل شد.

the twilight relieving in purple masses the foliage of the island.

غروب آفتاب با توده‌های بنفش، پوشش برگي جزیره را تسکین می‌دهد.

the twilight zone between the middle and working classes.

منطقه ای نیمه تاریک بین طبقه متوسط و طبقه کارگر.

schizophrenia isolates the individual in a twilight zone of terror.

اسکیزوفرنیا فرد را در یک منطقه گرگ و گوری از وحشت منزوی می‌کند.

Twilight was sweet with the smell of lilac and freshly turned earth.

غروب با بوی ارغوانی و خاک تازه چرخیده شیرین بود.

I turned the massive handle on the air lock doors in the quiet Biosphere 2 and debarked into a twilight desert.

من دستگیره بزرگ درهای هوا در زیستکره ۲ آرام را چرخاند و به یک صحرا غروب خورشید پیاده شدم.

He was the twilight triller and the creature that called: “Tea kettle, tea kettle, tea kettle, tea.

او ترانه غروب بود و موجودی که فریاد می زد: "کتری چای، کتری چای، کتری چای، چای."

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید