wanton behavior
رفتار بیپروا
wanton waste of money
هدر دادن مادیری بی دلیل
where wanton ivy twines.
جایی که پیچک بیپروا میپیچد.
wanton growth of plant life
رشد بیرویه گیاهان.
wanton extravagance; wanton depletion of oil reserves.
تباه کاری بی مورد؛ کاهش بی مورد ذخایر نفتی.
the wanton destruction of public property
نابودی بیدلیل اموال عمومی
She is living in wanton luxury.
او در حال زندگی با تجملات بی حد و حصر است.
He quickly wantoned away his inheritance.
او به سرعت ارث خود را هدر داد.
In the spring the wanton lapwing gets himself another crest;
در بهار، آن لکلک بیپروا، خود را با یک پرچمی دیگر تزئین میکند;
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید