aborts

[ایالات متحده]/əˈbɔːrts/
[بریتانیا]/əˈbɔːrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث پایان یافتن بارداری قبل از تولد شدن؛ خاتمه دادن به بارداری.؛ به پایان رساندن چیزی پیش از موعد؛ متوقف کردن وقوع چیزی.؛ باعث شدن (یک هواپیما، فضاپیما، موشک و غیره) به دلیل نقص فنی یا دلیل دیگر متوقف شود.؛ در نیمه راه موفق به اتمام (یک مأموریت، کار، یا پروژه) نشدن.

عبارات و ترکیب‌ها

aborts the mission

لغو مأموریت

aborts the operation

لغو عملیات

aborts a flight

لغو پرواز

aborts the call

لغو تماس

aborts without warning

بدون هشدار لغو می‌شود

aborts the negotiation

لغو مذاکره

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید