abrash

[ایالات متحده]/ˈæbrɑːʃ/
[بریتانیا]/əˈbrɑːʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظاهری لکه‌دار یا چندرنگ از یک پارچه، به‌ویژه فرش‌های شرقی، که ناشی از استفاده از رنگ‌های مختلف است؛ تفاوت در رنگ یا بافت در یک ماده بافته‌شده یا چاپی، که اغلب به‌دلیل رنگ‌آمیزی یا چاپ نامنظم است.
Word Forms
جمعabrashes

جملات نمونه

the tie had an attractive abrash pattern.

کراوات دارای الگوی جذاب Abrash بود.

her scarf featured a subtle abrash effect.

شال او دارای جلوه ظریف Abrash بود.

the fabric's abrash gave it a unique texture.

Abrash پارچه به آن بافتی منحصر به فرد داد.

he admired the artist's skillful use of abrash in the painting.

او از مهارت هنرمند در استفاده از Abrash در نقاشی تحسین کرد.

the abrash pattern added depth and dimension to the wallpaper.

الگوی Abrash عمق و ابعاد بیشتری به کاغذ دیواری اضافه کرد.

the weaver created a beautiful tapestry with an intricate abrash design.

بافت‌گر یک گلیم زیبا با طرح پیچیده Abrash ایجاد کرد.

abrash is often used in textiles to create a mottled or variegated effect.

Abrash اغلب در منسوجات برای ایجاد جلوه لکه دار یا متنوع استفاده می شود.

the abrash technique can enhance the visual appeal of a piece of fabric.

تکنیک Abrash می تواند جذابیت بصری یک تکه پارچه را افزایش دهد.

abrash patterns are often associated with traditional craftsmanship and artistry.

الگوهای Abrash اغلب با مهارت و هنر سنتی مرتبط هستند.

the abrash in the fabric added a touch of rustic charm to the garment.

Abrash در پارچه، حس دلنشین روستایی را به لباس اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید