abreacting

[ایالات متحده]/ˌæbrɪˈkːiːŋ/
[بریتانیا]/ˌæbrɪˈktɪŋ/

ترجمه

v. ابراز یا آزاد کردن احساسات قوی، اغلب به صورت ناگهانی یا کنترل نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

abreacting from reality

واکنش نشان دادن به واقعیت

abreacting to stress

واکنش نشان دادن به استرس

abreacting against authority

واکنش نشان دادن در برابر اقتدار

abreacting with anger

واکنش نشان دادن با خشم

جملات نمونه

the artist was abreacting his emotions through his paintings.

هنرمند احساسات خود را از طریق نقاشی‌هایش تخلیه می‌کرد.

she found solace in abreacting her anxieties through writing.

او آرامش را در تخلیه اضطراب‌های خود از طریق نوشتن یافت.

his therapist encouraged him to abreact his suppressed feelings.

درمانگر او را تشویق کرد تا احساسات سرکوب شده خود را تخلیه کند.

abreacting can be a cathartic experience, releasing pent-up tension.

تخلیه می‌تواند یک تجربه تطهیر کننده باشد و تنش‌های انباشته را آزاد کند.

the actor was abreacting his character's grief with powerful authenticity.

بازیگر غم شخصیت خود را با اصالت و قدرت تخلیه می‌کرد.

abreacting can be a valuable tool for self-discovery and emotional growth.

تخلیه می‌تواند ابزاری ارزشمند برای کشف خود و رشد عاطفی باشد.

it's important to find healthy ways to abreact, rather than suppressing emotions.

مهم است که راه‌های سالم برای تخلیه پیدا کنید، به جای سرکوب احساسات.

abreacting can help individuals process trauma and move towards healing.

تخلیه می‌تواند به افراد کمک کند تا ضربه روحی را پردازش کرده و به سمت بهبودی حرکت کنند.

some people find that abreacting through physical activity is beneficial.

برخی از افراد متوجه می‌شوند که تخلیه از طریق فعالیت بدنی مفید است.

abreacting allows for a release of energy and tension, promoting mental well-being.

تخلیه اجازه می‌دهد تا انرژی و تنش آزاد شود و به ترویج سلامت روان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید