absconding from justice
فرار از عدالت
absconding suspect
متهم فراری
report absconding employee
گزارش کارمند فراری
accused of absconding
متهم به فرار
absconded from prison
فرار از زندان
the fugitive was accused of absconding with millions of dollars.
متهم بود که با میلیونها دلار فرار کرده است.
he absconded after the bank robbery, leaving no trace behind.
او پس از سرقت از بانک متواری شد و هیچ ردی پشت سر نگذاشت.
the suspect was caught trying to abscond from the country.
مشتبه بود که در حال تلاش برای فرار از کشور دستگیر شد.
police are searching for the suspect who absconded after the murder.
پلیس به دنبال مظنونی است که پس از قتل متواری شده است.
the company's assets were seized, and the owner absconded to avoid prosecution.
داراییهای شرکت ضبط شد و صاحب آن برای جلوگیری از تعقیب قانونی متواری شد.
he was desperate to abscond from his past life of crime.
او برای فرار از زندگی جنایتکارانه گذشته خود بسیار مصمم بود.
the prisoner managed to abscond during a prison break.
زندانی موفق شد در هنگام فرار از زندان متواری شود.
she accused him of absconding with her money and disappearing without a trace.
او او را به سرقت پولش و ناپدید شدن بدون ردی متهم کرد.
the artist absconded with the stolen masterpiece, leaving authorities baffled.
هنرمند با سرقت اثر هنری ارزشمند، مقامات را مبهوت و سردرگم گذاشت.
he was suspected of absconding to avoid paying taxes.
او به سرقت رفتن برای جلوگیری از پرداخت مالیات مشکوک بود.
absconding from justice
فرار از عدالت
absconding suspect
متهم فراری
report absconding employee
گزارش کارمند فراری
accused of absconding
متهم به فرار
absconded from prison
فرار از زندان
the fugitive was accused of absconding with millions of dollars.
متهم بود که با میلیونها دلار فرار کرده است.
he absconded after the bank robbery, leaving no trace behind.
او پس از سرقت از بانک متواری شد و هیچ ردی پشت سر نگذاشت.
the suspect was caught trying to abscond from the country.
مشتبه بود که در حال تلاش برای فرار از کشور دستگیر شد.
police are searching for the suspect who absconded after the murder.
پلیس به دنبال مظنونی است که پس از قتل متواری شده است.
the company's assets were seized, and the owner absconded to avoid prosecution.
داراییهای شرکت ضبط شد و صاحب آن برای جلوگیری از تعقیب قانونی متواری شد.
he was desperate to abscond from his past life of crime.
او برای فرار از زندگی جنایتکارانه گذشته خود بسیار مصمم بود.
the prisoner managed to abscond during a prison break.
زندانی موفق شد در هنگام فرار از زندان متواری شود.
she accused him of absconding with her money and disappearing without a trace.
او او را به سرقت پولش و ناپدید شدن بدون ردی متهم کرد.
the artist absconded with the stolen masterpiece, leaving authorities baffled.
هنرمند با سرقت اثر هنری ارزشمند، مقامات را مبهوت و سردرگم گذاشت.
he was suspected of absconding to avoid paying taxes.
او به سرقت رفتن برای جلوگیری از پرداخت مالیات مشکوک بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید