abscondings

[ایالات متحده]/æbˈskɒndɪŋ/
[بریتانیا]/abˈskɑːndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ترک کردن به طور مخفیانه و سریع برای اجتناب از دستگیری یا تعقیب قانونی.
n. عمل فرار؛ یک مورد از فرار.

عبارات و ترکیب‌ها

absconding from justice

فرار از عدالت

absconding suspect

متهم فراری

report absconding employee

گزارش کارمند فراری

accused of absconding

متهم به فرار

absconded from prison

فرار از زندان

جملات نمونه

the fugitive was accused of absconding with millions of dollars.

متهم بود که با میلیون‌ها دلار فرار کرده است.

he absconded after the bank robbery, leaving no trace behind.

او پس از سرقت از بانک متواری شد و هیچ ردی پشت سر نگذاشت.

the suspect was caught trying to abscond from the country.

مشتبه بود که در حال تلاش برای فرار از کشور دستگیر شد.

police are searching for the suspect who absconded after the murder.

پلیس به دنبال مظنونی است که پس از قتل متواری شده است.

the company's assets were seized, and the owner absconded to avoid prosecution.

دارایی‌های شرکت ضبط شد و صاحب آن برای جلوگیری از تعقیب قانونی متواری شد.

he was desperate to abscond from his past life of crime.

او برای فرار از زندگی جنایتکارانه گذشته خود بسیار مصمم بود.

the prisoner managed to abscond during a prison break.

زندانی موفق شد در هنگام فرار از زندان متواری شود.

she accused him of absconding with her money and disappearing without a trace.

او او را به سرقت پولش و ناپدید شدن بدون ردی متهم کرد.

the artist absconded with the stolen masterpiece, leaving authorities baffled.

هنرمند با سرقت اثر هنری ارزشمند، مقامات را مبهوت و سردرگم گذاشت.

he was suspected of absconding to avoid paying taxes.

او به سرقت رفتن برای جلوگیری از پرداخت مالیات مشکوک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید