absenting

[ایالات متحده]/əbˈsɛntɪŋ/
[بریتانیا]/abˈsɛn tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل غیبت؛ عدم حضور یا شرکت

عبارات و ترکیب‌ها

absenting a meeting

غایب بودن در یک جلسه

absenting without leave

غایب بودن بدون کسب اجازه

absenting the opportunity

از دست دادن فرصت

جملات نمونه

he was absenting himself from work due to illness.

او به دلیل بیماری از کار غیبت می‌کرد.

they are absenting themselves from the celebration.

آنها از جشن غیبت می‌کنند.

the team is absenting key players for the next match.

تیم بازیکنان کلیدی را برای مسابقه بعدی کنار می‌گذارد.

absenting yourself from important events can have consequences.

غایب بودن از رویدادهای مهم می‌تواند عواقبی داشته باشد.

his absenting himself from the discussion was noticed.

غیبت او از بحث متوجه شد.

she's absenting herself from social media for a while.

او برای مدتی از رسانه‌های اجتماعی غیبت می‌کند.

absenting yourself without notice is unprofessional.

غایب بودن بدون اطلاع غیرحرفه‌ای است.

the team felt his absenting himself was a blow to their morale.

تیم احساس کرد غیبت او ضربه‌ای به روحیه آنها بود.

he has been absenting himself from school lately.

او اخیراً از مدرسه غیبت کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید