accessed

[ایالات متحده]/[ˈæksest]/
[بریتانیا]/[ˈækset]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.gained access to; used; reached; viewed
v. (past tense of access)to gain entry or permission to use something

v. به دست آوردن دسترسی؛ استفاده کردن؛ رسیدن؛ دیدن
v. (زمان گذشته فعل access) به دست آوردن اجازه یا مجوز برای استفاده از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

accessed data

داده‌های دسترسی یافته

accessing the server

دسترسی به سرور

accessed files

فایل‌های دسترسی یافته

access granted

دسترسی مجاز

accessed information

اطلاعات دسترسی یافته

accessing the system

دسترسی به سیستم

accessed records

ثبت‌نام‌های دسترسی یافته

accessing resources

دسترسی به منابع

accessed account

حساب دسترسی یافته

accessed website

وب‌سایت دسترسی یافته

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید