accessoriser

[ایالات متحده]/əkˈsɛsəraɪzə(r)/
[بریتانیا]/əkˈsɛsəˌraɪzər/

ترجمه

v به چیزی، معمولاً لباس یا وسیله نقلیه، لوازم جانبی اضافه کردن
Word Forms

جملات نمونه

she's a talented accessoriser who can elevate any outfit.

او یک طراح زیورآلات بااستعدادی است که می‌تواند هر لباسی را ارتقا دهد.

the jewellery store offers a wide range of accessories for every accessoriser.

فروشگاه جواهرات طیف گسترده‌ای از لوازم جانبی را برای هر طراح زیورآلات ارائه می‌دهد.

he's known as the ultimate accessoriser in the fashion world.

او به عنوان بهترین طراح زیورآلات در دنیای مد شناخته می‌شود.

choosing the right accessories takes an eye for detail - a true accessoriser knows this.

انتخاب لوازم جانبی مناسب به دیدی دقیق نیاز دارد - یک طراح زیورآلات واقعی این را می‌داند.

a good accessoriser understands how to complement the overall look with subtle touches.

یک طراح زیورآلات خوب می‌داند چگونه با لمس‌های ظریف، ظاهر کلی را تکمیل کند.

she's a master at using accessories to express her personality - a true accessoriser!

او در استفاده از لوازم جانبی برای بیان شخصیت خود استاد است - یک طراح زیورآلات واقعی!

accessories can transform a simple outfit into something special - that's the magic of an accessoriser.

لوازم جانبی می‌توانند یک لباس ساده را به چیزی خاص تبدیل کنند - این جادوی یک طراح زیورآلات است.

he always carries a small toolkit with him - a true accessoriser on the go!

او همیشه یک جعبه ابزار کوچک با خود دارد - یک طراح زیورآلات در حال حرکت!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید