| شکل سوم شخص مفرد | acerbates |
| صفت یا فعل حال استمراری | acerbating |
| زمان گذشته | acerbated |
| قسمت سوم فعل | acerbated |
acerbate the situation
تشدید وضعیت
acerbated by stress
بدتر شدن به دلیل استرس
acerbate existing tensions
تشدید تنشهای موجود
the political situation can easily be acerbated by inflammatory rhetoric.
وضعیت سیاسی به راحتی میتواند با سخنان آتشین تشدید شود.
his injury was acerbated by the lack of proper medical care.
آسیبدیدگی او به دلیل عدم دریافت مراقبتهای پزشکی مناسب تشدید شد.
the constant arguing between them only acerbates their already strained relationship.
بحث و جدل مداوم بین آنها فقط رابطه تیره و تار آنها را تشدید میکند.
stress can acerbate existing health conditions.
استرس میتواند شرایط سلامتی موجود را تشدید کند.
the news of the accident acerbated his anxiety.
خبر حادثه اضطراب او را تشدید کرد.
the economic downturn has acerbated social inequalities.
رکود اقتصادی نابرابریهای اجتماعی را تشدید کرده است.
his arrogance only acerbates the situation.
غرور او تنها وضعیت را تشدید میکند.
the use of harsh language can acerbate a conflict.
استفاده از زبان تند میتواند یک درگیری را تشدید کند.
his illness was acerbated by the cold weather.
بیماری او به دلیل هوای سرد تشدید شد.
the team's poor performance acerbates the pressure on the manager.
عملکرد ضعیف تیم فشار بر مربی را تشدید میکند.
acerbate the situation
تشدید وضعیت
acerbated by stress
بدتر شدن به دلیل استرس
acerbate existing tensions
تشدید تنشهای موجود
the political situation can easily be acerbated by inflammatory rhetoric.
وضعیت سیاسی به راحتی میتواند با سخنان آتشین تشدید شود.
his injury was acerbated by the lack of proper medical care.
آسیبدیدگی او به دلیل عدم دریافت مراقبتهای پزشکی مناسب تشدید شد.
the constant arguing between them only acerbates their already strained relationship.
بحث و جدل مداوم بین آنها فقط رابطه تیره و تار آنها را تشدید میکند.
stress can acerbate existing health conditions.
استرس میتواند شرایط سلامتی موجود را تشدید کند.
the news of the accident acerbated his anxiety.
خبر حادثه اضطراب او را تشدید کرد.
the economic downturn has acerbated social inequalities.
رکود اقتصادی نابرابریهای اجتماعی را تشدید کرده است.
his arrogance only acerbates the situation.
غرور او تنها وضعیت را تشدید میکند.
the use of harsh language can acerbate a conflict.
استفاده از زبان تند میتواند یک درگیری را تشدید کند.
his illness was acerbated by the cold weather.
بیماری او به دلیل هوای سرد تشدید شد.
the team's poor performance acerbates the pressure on the manager.
عملکرد ضعیف تیم فشار بر مربی را تشدید میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید