acerbate

[ایالات متحده]/ˈæsəbeɪt/
[بریتانیا]/əˈsɛrbɪteɪt/

ترجمه

adj. تحریک شده یا عصبانی
v. بدتر کردن یا شدیدتر کردن چیزی، به ویژه یک احساس یا وضعیت
Word Forms
شکل سوم شخص مفردacerbates
صفت یا فعل حال استمراریacerbating
زمان گذشتهacerbated
قسمت سوم فعلacerbated

عبارات و ترکیب‌ها

acerbate the situation

تشدید وضعیت

acerbated by stress

بدتر شدن به دلیل استرس

acerbate existing tensions

تشدید تنش‌های موجود

جملات نمونه

the political situation can easily be acerbated by inflammatory rhetoric.

وضعیت سیاسی به راحتی می‌تواند با سخنان آتشین تشدید شود.

his injury was acerbated by the lack of proper medical care.

آسیب‌دیدگی او به دلیل عدم دریافت مراقبت‌های پزشکی مناسب تشدید شد.

the constant arguing between them only acerbates their already strained relationship.

بحث و جدل مداوم بین آنها فقط رابطه تیره و تار آنها را تشدید می‌کند.

stress can acerbate existing health conditions.

استرس می‌تواند شرایط سلامتی موجود را تشدید کند.

the news of the accident acerbated his anxiety.

خبر حادثه اضطراب او را تشدید کرد.

the economic downturn has acerbated social inequalities.

رکود اقتصادی نابرابری‌های اجتماعی را تشدید کرده است.

his arrogance only acerbates the situation.

غرور او تنها وضعیت را تشدید می‌کند.

the use of harsh language can acerbate a conflict.

استفاده از زبان تند می‌تواند یک درگیری را تشدید کند.

his illness was acerbated by the cold weather.

بیماری او به دلیل هوای سرد تشدید شد.

the team's poor performance acerbates the pressure on the manager.

عملکرد ضعیف تیم فشار بر مربی را تشدید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید