acerbically

[ایالات متحده]/[æsˈbɛrɪkəli]/
[بریتانیا]/[æsˈbɛrɪkəli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای تند و گزنده؛ با طنز تلخ؛ با لحنی خشن یا طعنه‌آمیز.

جملات نمونه

he rebuked the proposal acerbicly, citing numerous flaws.

او پیشنهاد را با لحنی تند و گزنده مورد سرزنش قرار داد و به نقاط ضعف متعدد آن اشاره کرد.

the critic acerbicly dismissed the film as derivative and unoriginal.

منتقد فیلم را به دلیل اقتباس و نداشتن اصالت، با لحنی تند و گزنده رد کرد.

she acerbicly questioned his motives, leaving him visibly uncomfortable.

او با لحنی تند و گزنده به انگیزه‌های او شک کرد و باعث ناراحتی او شد.

the comedian acerbicly poked fun at the politician's awkward speech.

کمدین با لحنی تند و گزنده، به سخنرانی دست و پا چلفتی سیاستمدار تمسخر کرد.

he acerbicly responded to the accusation with a scathing denial.

او با لحنی تند و گزنده به اتهام با یک رد قاطع پاسخ داد.

the author acerbicly satirized societal hypocrisy in the novel.

نویسنده در رمان، ریاکاری‌های اجتماعی را با لحنی تند و گزنده به سخره گرفت.

she acerbicly commented on his fashion choices, calling them dreadful.

او با لحنی تند و گزنده به انتخاب‌های لباس او اشاره کرد و آن‌ها را فρικی خواند.

the lawyer acerbicly cross-examined the witness, exposing inconsistencies.

وکیل با لحنی تند و گزنده شاهد را بازجوی کرد و تناقضات را آشکار کرد.

he acerbicly criticized the company's management strategies.

او با لحنی تند و گزنده استراتژی‌های مدیریتی شرکت را مورد انتقاد قرار داد.

the reviewer acerbicly described the restaurant's food as bland and overpriced.

منتقد غذاهای رستوران را با لحنی تند و گزنده، بی‌مزه و گران‌قیمت توصیف کرد.

she acerbicly challenged his assumptions, forcing him to reconsider.

او با لحنی تند و گزنده فرضیات او را به چالش کشید و او را مجبور به تجدید نظر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید