he rebuked the proposal acerbicly, citing numerous flaws.
او پیشنهاد را با لحنی تند و گزنده مورد سرزنش قرار داد و به نقاط ضعف متعدد آن اشاره کرد.
the critic acerbicly dismissed the film as derivative and unoriginal.
منتقد فیلم را به دلیل اقتباس و نداشتن اصالت، با لحنی تند و گزنده رد کرد.
she acerbicly questioned his motives, leaving him visibly uncomfortable.
او با لحنی تند و گزنده به انگیزههای او شک کرد و باعث ناراحتی او شد.
the comedian acerbicly poked fun at the politician's awkward speech.
کمدین با لحنی تند و گزنده، به سخنرانی دست و پا چلفتی سیاستمدار تمسخر کرد.
he acerbicly responded to the accusation with a scathing denial.
او با لحنی تند و گزنده به اتهام با یک رد قاطع پاسخ داد.
the author acerbicly satirized societal hypocrisy in the novel.
نویسنده در رمان، ریاکاریهای اجتماعی را با لحنی تند و گزنده به سخره گرفت.
she acerbicly commented on his fashion choices, calling them dreadful.
او با لحنی تند و گزنده به انتخابهای لباس او اشاره کرد و آنها را فρικی خواند.
the lawyer acerbicly cross-examined the witness, exposing inconsistencies.
وکیل با لحنی تند و گزنده شاهد را بازجوی کرد و تناقضات را آشکار کرد.
he acerbicly criticized the company's management strategies.
او با لحنی تند و گزنده استراتژیهای مدیریتی شرکت را مورد انتقاد قرار داد.
the reviewer acerbicly described the restaurant's food as bland and overpriced.
منتقد غذاهای رستوران را با لحنی تند و گزنده، بیمزه و گرانقیمت توصیف کرد.
she acerbicly challenged his assumptions, forcing him to reconsider.
او با لحنی تند و گزنده فرضیات او را به چالش کشید و او را مجبور به تجدید نظر کرد.
he rebuked the proposal acerbicly, citing numerous flaws.
او پیشنهاد را با لحنی تند و گزنده مورد سرزنش قرار داد و به نقاط ضعف متعدد آن اشاره کرد.
the critic acerbicly dismissed the film as derivative and unoriginal.
منتقد فیلم را به دلیل اقتباس و نداشتن اصالت، با لحنی تند و گزنده رد کرد.
she acerbicly questioned his motives, leaving him visibly uncomfortable.
او با لحنی تند و گزنده به انگیزههای او شک کرد و باعث ناراحتی او شد.
the comedian acerbicly poked fun at the politician's awkward speech.
کمدین با لحنی تند و گزنده، به سخنرانی دست و پا چلفتی سیاستمدار تمسخر کرد.
he acerbicly responded to the accusation with a scathing denial.
او با لحنی تند و گزنده به اتهام با یک رد قاطع پاسخ داد.
the author acerbicly satirized societal hypocrisy in the novel.
نویسنده در رمان، ریاکاریهای اجتماعی را با لحنی تند و گزنده به سخره گرفت.
she acerbicly commented on his fashion choices, calling them dreadful.
او با لحنی تند و گزنده به انتخابهای لباس او اشاره کرد و آنها را فρικی خواند.
the lawyer acerbicly cross-examined the witness, exposing inconsistencies.
وکیل با لحنی تند و گزنده شاهد را بازجوی کرد و تناقضات را آشکار کرد.
he acerbicly criticized the company's management strategies.
او با لحنی تند و گزنده استراتژیهای مدیریتی شرکت را مورد انتقاد قرار داد.
the reviewer acerbicly described the restaurant's food as bland and overpriced.
منتقد غذاهای رستوران را با لحنی تند و گزنده، بیمزه و گرانقیمت توصیف کرد.
she acerbicly challenged his assumptions, forcing him to reconsider.
او با لحنی تند و گزنده فرضیات او را به چالش کشید و او را مجبور به تجدید نظر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید