achromatized

[ایالات متحده]/ˌæk.rəʊ.ma.taɪzd/
[بریتانیا]/ˌækrəʊ.mæt̬aɪzd/

ترجمه

v برای حذف رنگ از چیزی؛ بی‌رنگ کردن
adj. بی‌رنگ شده؛ فاقد رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

achromatized image

تصویر بدون کروم

achromatized lens

لنز بدون کروم

achromatized glass

شیشه بدون کروم

achromatized filter

فیلتر بدون کروم

achromatize the object

اشیای را بدون کروم کنید

جملات نمونه

the image was achromatized, lacking any color.

تصویر فاقد رنگ بود و به رنگ زدگی تبدیل شده بود.

his vision had become achromatized due to the illness.

بینایی او به دلیل بیماری به رنگ زدگی تبدیل شده بود.

the artist aimed to achromatize the painting, focusing on texture and form.

هنرمند قصد داشت نقاشی را به رنگ زدگی تبدیل کند و بر بافت و فرم تمرکز کند.

after processing, the film was achromatized for better analysis.

پس از پردازش، فیلم برای تجزیه و تحلیل بهتر به رنگ زدگی تبدیل شد.

the microscope allows us to view cells in achromatized sections.

میکروسکوپ به ما امکان می دهد سلول ها را در بخش های رنگ زده مشاهده کنیم.

the achromatized lens provides clear and precise imaging.

لنز رنگ زده، تصویربرداری واضح و دقیقی ارائه می دهد.

achromatized glass is used in some optical instruments for specific applications.

شیشه رنگ زده در برخی از ابزارهای اپتیکی برای کاربردهای خاص استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید