actionless

[ایالات متحده]/ˈækʃənˌləs/
[بریتانیا]/akˈʃənˌləs/

ترجمه

adj. هیچ اقدامی انجام ندادن; غیرفعال یا بی‌حرکت.

جملات نمونه

his actionless stance was perplexing.

موضع منفعلانه او گیج‌کننده بود.

the artist's actionless approach to the project frustrated the team.

رویکرد منفعلانه هنرمند به پروژه باعث ناامیدی تیم شد.

despite being in a leadership position, his actionless behavior was unacceptable.

با وجود اینکه در جایگاه رهبری بود، رفتار منفعلانه او غیرقابل قبول بود.

the company's actionless response to the crisis deepened public distrust.

پاسخ منفعلانه شرکت به بحران باعث تشدید بی‌اعتمادی عمومی شد.

apathy and inaction can be equally damaging as an actionless approach.

بی‌تفاوتی و عدم اقدام می‌توانند به اندازه یک رویکرد منفعلانه، آسیب‌رسان باشند.

his actionless attitude towards his responsibilities was a sign of laziness.

حالت منفعلانه او نسبت به مسئولیت‌هایش نشانه‌ای از تنبلی بود.

the government's actionless response to the environmental concerns was criticized heavily.

پاسخ منفعلانه دولت به نگرانی‌های زیست‌محیطی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.

inaction, or an actionless approach, can have severe consequences.

عدم اقدام یا یک رویکرد منفعلانه می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

his actionless demeanor suggested a lack of interest in the meeting.

ظاهر منفعلانه او نشان‌دهنده فقدان علاقه به جلسه بود.

the team's actionless performance led to their defeat in the competition.

عملکرد منفعلانه تیم منجر به شکست آنها در مسابقه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید