actuation

[ایالات متحده]/ˌækʃuˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌæktʃuˈeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل قرار دادن چیزی در حرکت یا کار.; احساس هیجان یا تحریک.; یک انگیزه یا تمایل ناگهانی برای انجام چیزی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

actuation force

نیروی عملکرد

actuation system

سیستم عملکرد

actuation mechanism

مکانیزم عملکرد

electric actuation

عملکرد الکتریکی

pneumatic actuation

عملکرد پنوماتیک

hydraulic actuation

عملکرد هیدرولیک

actuation control

کنترل عملکرد

actuation signal

سیگنال عملکرد

actuation response

پاسخ عملکرد

precise actuation

عملکرد دقیق

جملات نمونه

the actuation of the valve caused a change in pressure.

عملکرد شیر باعث تغییر فشار شد.

precise actuation is crucial for this delicate operation.

عملکرد دقیق برای این عملیات ظریف بسیار مهم است.

the robotic arm requires precise actuation to complete the task.

بازوی رباتیک برای تکمیل وظیفه به عملکرد دقیق نیاز دارد.

the new design features improved actuation mechanisms.

طراحی جدید دارای مکانیزم‌های عملکرد بهبود یافته است.

the software controls the actuation of various components.

نرم افزار عملکرد اجزای مختلف را کنترل می کند.

research is ongoing to develop more efficient actuation systems.

تحقیقات برای توسعه سیستم های عملکردی کارآمدتر در حال انجام است.

understanding actuation principles is fundamental to robotics.

درک اصول عملکرد برای رباتیک اساسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید