acuate the problem
حل مسئله
acuate awareness
آگاهی دقیق
acuate observation
مشاهده دقیق
acuate response
پاسخ دقیق
her paintings acuate her emotions and experiences.
نقاشیهای او احساسات و تجربیات او را آشکار میکنند.
he acuated the situation with a calm and collected demeanor.
او با رفتاری آرام و متین، وضعیت را مدیریت کرد.
her presentation acuated her knowledge and passion for the subject.
ارائه او دانش و اشتیاق او را به موضوع نشان داد.
he acuated his leadership qualities during the crisis.
او در بحران، ویژگیهای رهبری خود را نشان داد.
she acuated her writing skills to craft a compelling story.
او با استفاده از مهارتهای نویسندگی خود، داستانی جذاب ساخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید