acuate

[ایالات متحده]/ˈækjʊeɪt/
[بریتانیا]/əˈkjuːˌeɪt/

ترجمه

adj. دارای نوک تیز یا لبه؛ نوک‌تیز یا تیز.

عبارات و ترکیب‌ها

acuate the problem

حل مسئله

acuate awareness

آگاهی دقیق

acuate observation

مشاهده دقیق

acuate response

پاسخ دقیق

جملات نمونه

her paintings acuate her emotions and experiences.

نقاشی‌های او احساسات و تجربیات او را آشکار می‌کنند.

he acuated the situation with a calm and collected demeanor.

او با رفتاری آرام و متین، وضعیت را مدیریت کرد.

her presentation acuated her knowledge and passion for the subject.

ارائه او دانش و اشتیاق او را به موضوع نشان داد.

he acuated his leadership qualities during the crisis.

او در بحران، ویژگی‌های رهبری خود را نشان داد.

she acuated her writing skills to craft a compelling story.

او با استفاده از مهارت‌های نویسندگی خود، داستانی جذاب ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید