adaptiveness

[ایالات متحده]/əˈdæptɪvnəs/
[بریتانیا]/əˈdæptɪvnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی یا حالت سازگاری؛ توانایی تطبیق یا تغییر خود به شرایط یا محیط‌های مختلف؛ (adj) سازگارانه؛ (adv) به‌طور سازگارانه

عبارات و ترکیب‌ها

lacks adaptiveness

فاقد انعطاف‌پذیری

shows adaptiveness

نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری

adaptiveness training

آموزش انعطاف‌پذیری

adaptiveness quotient

ضریب انعطاف‌پذیری

adaptiveness scale

مقیاس انعطاف‌پذیری

adaptiveness index

شاخص انعطاف‌پذیری

adaptiveness test

تست انعطاف‌پذیری

adaptiveness level

سطح انعطاف‌پذیری

adaptiveness trait

ویژگی انعطاف‌پذیری

جملات نمونه

the species' remarkable adaptiveness allowed it to survive changing climate conditions for thousands of years.

ظرفیت قابل توجه سازگاری گونه به آن اجازه داد تا در طول هزاران سال، شرایط آب و هوایی متغیر را تحمل کند.

companies that embrace digital transformation demonstrate exceptional adaptiveness in today's market.

شرکت‌هایی که از تحول دیجیتال استقبال می‌کنند، سازگاری استثنایی را در بازار امروز نشان می‌دهند.

cognitive adaptiveness enables individuals to learn new skills efficiently throughout their careers.

سازگاری شناختی به افراد این امکان را می‌دهد تا مهارت‌های جدید را به طور مؤثر در طول دوران حرفه‌ای خود بیاموزند.

the team's strategic adaptiveness proved crucial when unexpected market shifts occurred.

سازگاری استراتژیک تیم زمانی که تغییرات غیرمنتظره در بازار رخ داد، بسیار مهم بود.

environmental adaptiveness is essential for organisms living in rapidly changing ecosystems.

سازگاری محیطی برای ارگانیسم‌هایی که در اکوسیستم‌های در حال تغییر سریع زندگی می‌کنند ضروری است.

organizations with high adaptiveness recover quickly from economic disruptions.

سازمان‌هایی که از نظر سازگاری بالا هستند، به سرعت از اختلالات اقتصادی بهبود می‌یابند.

behavioral adaptiveness helps children navigate different social situations successfully.

سازگاری رفتاری به کودکان کمک می‌کند تا با موفقیت موقعیت‌های اجتماعی مختلف را درک کنند.

the military's operational adaptiveness allows forces to respond effectively to evolving threats.

سازگاری عملیاتی نظامی به نیروها این امکان را می‌دهد تا به طور مؤثر به تهدیدات در حال تحول پاسخ دهند.

economic adaptiveness requires flexible policies that can adjust to global market changes.

سازگاری اقتصادی نیازمند سیاست‌های انعطاف‌پذیری است که بتوانند با تغییرات بازار جهانی سازگار شوند.

scientific research shows that neural adaptiveness declines with age but can be stimulated through learning.

تحقیقات علمی نشان می‌دهد که سازگاری عصبی با افزایش سن کاهش می‌یابد، اما می‌توان آن را از طریق یادگیری تحریک کرد.

cultural adaptiveness enables immigrants to integrate while maintaining their core identity.

سازگاری فرهنگی به مهاجران این امکان را می‌دهد تا در عین حفظ هویت اصلی خود، یکپارچه شوند.

the project's success depended on the team's adaptiveness to new requirements and constraints.

موفقیت پروژه به سازگاری تیم با الزامات و محدودیت‌های جدید بستگی داشت.

students showing high adaptiveness tend to achieve better academic results in challenging environments.

دانش‌آموزانی که نشان‌دهنده سازگاری بالا هستند، معمولاً در محیط‌های چالش‌برانگیز نتایج تحصیلی بهتری کسب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید