adducings

[ایالات متحده]/əˈdjuːsɪŋ/
[بریتانیا]/əˈdʒuːsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به عنوان شواهد ذکر کردن یا ارائه دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

adducing evidence

ارائه مدارک

adducing arguments

ارائه استدلال‌ها

adducing examples

ارائه مثال‌ها

adducing reasons

ارائه دلایل

adducing support

ارائه پشتیبانی

adducing proof

ارائه اثبات

adducing testimony

ارائه شهادت

adducing facts

ارائه حقایق

adducing data

ارائه داده‌ها

جملات نمونه

the lawyer was adducing evidence to support his client's case.

وکیل مدارک ارائه می‌کرد تا از پرونده موکلش حمایت کند.

she adduces her experience as a teacher to explain her teaching methods.

او تجربه خود را به عنوان یک معلم برای توضیح روش‌های تدریس خود مطرح می‌کند.

he was adducing irrelevant information in an attempt to confuse the jury.

او اطلاعات غیرمرتبط را به قصد گیج کردن هیئت منصفه ارائه می‌داد.

the witness was adducing testimony to prove her innocence.

شهاد شاهد برای اثبات بی‌گناهی خود شهادت می‌داد.

to make his point, he adduces historical examples.

برای اثبات ادعای خود، او نمونه‌های تاریخی ارائه می‌دهد.

the scientist adduces data to support her hypothesis.

دانشمند برای حمایت از فرضیه‌اش، داده‌ها ارائه می‌دهد.

he was unable to adduce any proof for his claims.

او نتوانست هیچ مدرکی برای اثبات ادعاهای خود ارائه دهد.

the author adduces interviews with experts to bolster her argument.

نویسنده برای تقویت استدلال خود، مصاحتی با کارشناسان انجام می‌دهد.

the lawyer was adducing legal precedent to strengthen his case.

وکیل برای تقویت پرونده خود، سابقه قانونی ارائه می‌داد.

she adduces personal anecdotes to illustrate her point.

او برای نشان دادن نظرش، داستان‌های شخصی را مطرح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید