adducts

[ایالات متحده]/ˈæd.dʌktz/
[بریتانیا]/əˈdʌktz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حرکت دادن یک قسمت از بدن به سمت خط وسط بدن
n. ترکیب شیمیایی که توسط افزودن یک مولکول به مولکول دیگر تشکیل می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

adducting the arms

کشیدن دست‌ها

adducts during exercise

همگرایی در حین ورزش

muscle adduction

همگرایی عضلانی

limited adduction range

محدوده همگرایی محدود

passive adduction movement

حرکت همگرایی غیرفعال

جملات نمونه

the muscles adduct during walking.

عضلات در حین راه رفتن، به هم نزدیک می‌شوند.

during the exercise, the hip adductors are engaged.

در طول ورزش، عضلات بازگشتی ران درگیر می‌شوند.

weakness in the adductor muscles can lead to knee pain.

ضعف در عضلات بازگشتی می‌تواند منجر به درد زانو شود.

physical therapy can strengthen adducting muscles.

فیزیوتراپی می‌تواند عضلات بازگشتی را تقویت کند.

stretching helps to improve the flexibility of the adductors.

کششی به بهبود انعطاف‌پذیری بازگشت‌ها کمک می‌کند.

adducting the legs together is a key movement in many sports.

کشیدن پاها به هم یک حرکت کلیدی در بسیاری از ورزش‌ها است.

the adductors are a group of muscles located in the inner thigh.

بازگشت‌ها گروهی از عضلات هستند که در قسمت داخلی ران قرار دارند.

proper warm-up can prevent adductor injuries.

گرم کردن مناسب می‌تواند از آسیب‌های بازگشتی جلوگیری کند.

adduction is the movement of bringing limbs towards the midline of the body.

بازگشت، حرکتی است که اندام‌ها را به سمت خط میانی بدن می‌آورد.

strengthening adductors can improve balance and stability.

تقویت بازگشت‌ها می‌تواند تعادل و ثبات را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید