adjournments

[ایالات متحده]/ədˈjɜːnmənts/
[بریتانیا]/ədˈjɝːnmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تعویق یک جلسه، نشست یا روند دادگاه؛ یک دوره تعلیق یا به تعویق انداختن.

جملات نمونه

several adjournments were made throughout the trial.

چندین تعویق در طول دادگاه انجام شد.

the judge granted several adjournments to allow both sides time to prepare.

قاضی چندین تعویق را برای دادن فرصت به هر دو طرف برای آماده شدن اجازه داد.

frequent adjournments can disrupt the flow of a trial.

تعویق‌های مکرر می‌تواند روند دادگاه را مختل کند.

the opposing counsel requested an adjournment to consult with their client.

وکیل مدافع درخواست تعویق برای مشورت با موکل خود کرد.

the court granted the request for an adjournment, citing a scheduling conflict.

دادگاه با استناد به تداخل برنامه زمانی، درخواست تعویق را پذیرفت.

they had to make several adjournments because of bad weather.

آنها مجبور شدند به دلیل شرایط آب و هوایی نامساعد چندین تعویق انجام دهند.

the team agreed on a series of adjournments to avoid burnout.

تیم برای جلوگیری از فرسودگی، با مجموعه‌ای از تعویق‌ها موافقت کرد.

an adjournment was called to allow for a vote on the proposal.

برای رای‌گیری در مورد پیشنهاد، یک تعویق اعلام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید