adjudge

[ایالات متحده]/ə'dʒʌdʒ/
[بریتانیا]/ə'dʒʌdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. قضاوت یا تصمیم رسمی گرفتن؛ اعلام یا اعطا کردن از طریق یک تصمیم رسمی؛ محکوم کردن.
Word Forms
زمان گذشتهadjudged
صفت یا فعل حال استمراریadjudging
قسمت سوم فعلadjudged
شکل سوم شخص مفردadjudges

عبارات و ترکیب‌ها

adjudge guilty

محکوم کردن به گناه

adjudge the winner

تعیین برنده

جملات نمونه

adjudge a man (to be) guilty

محکوم کردن مرد (به عنوان) گناهکار

adjudge the property to sb.

مال را به کسی اختصاص دادن

she was adjudged guilty.

او به عنوان گناهکار شناخته شد.

The assassin was adjudged an extremist.

قاتل به عنوان یک افراطی شناخته شد.

The property was adjudged to the rightful owner.

مال به صاحب حق دار اختصاص داده شد.

It was adjudged wise to avoid war.

اجتناب از جنگ خردمندانه تلقی شد.

the court adjudged legal damages to her.

دادگاه خسارات قانونی را به نفع او تشخیص داد.

the defaulter was adjudged to pay the whole amount.

مقروض برای پرداخت کل مبلغ تشخیص داده شد.

The death was adjudged a suicide by sleeping pills.

مرگ به عنوان خودکشی با استفاده از قرص خواب تشخیص داده شد.

The criminal was adjudged to prison for eight years.

متهم به هشت سال زندان محکوم شد.

The court adjudged the dead man's house to his son.

دادگاه خانه مرد مرده را به پسرش اختصاص داد.

نمونه‌های واقعی

The situation converted and the judge adjudged the cook innocent.

وضعیت تغییر کرد و قاضی آشپز را بی‌گناه تشخیص داد.

منبع: Pan Pan

It is therefore, ordered and adjudged that the said Donald John Trump be and he is hereby acquitted of the charges in said articles.

بنابراین، دستور داده و تشخیص داده شده است که آقای دونالد ترامپ به موجب این حکم از اتهامات مذکور در آن مقالات تبرئه می‌شود.

منبع: CNN 10 Student English February 2020 Compilation

It has been adjudged, for example, that a coach-maker can neither himself make nor employ journeymen to make his coach-wheels, but must buy them of a master wheel-wright; this latter trade having been exercised in England before the 5th of Elizabeth.

تصمیم گرفته شده است، به عنوان مثال، که یک سازنده واگن نمی‌تواند خودش واگن‌سازی کند یا کارگرانی را استخدام کند تا واگن‌هایش را بسازند، بلکه باید آن‌ها را از یک چرخکار ماهر بخرد؛ این تجارت خاص در انگلستان قبل از سلطنت الیزابت پنجم انجام شده است.

منبع: The Wealth of Nations (Part One)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید