adnexas

[ایالات متحده]/ˈædˌnɛksɪz/
[بریتانیا]/ədˈnek.sɪz/

ترجمه

n. ساختارهای آناتومیک نزدیک یا متصل به یک عضو یا قسمت خاص بدن؛ ساختارهایی که مکمل یا اضافی به چیزی دیگر هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

adnexal structures

ساختارهای الحاقی

adnexal masses

توده‌های الحاقی

adnexal pain

درد الحاقی

adnexal torsion

پیچ خوردگی الحاقی

adnexal cysts

کیست‌های الحاقی

adnexal pathologies

پاتولوژی‌های الحاقی

جملات نمونه

the patient's adnexas were normal during the examination.

بررسی در طول معاینه، ندامه‌ها (adnexas) بیمار طبیعی بودند.

the surgeon removed the infected adnexas.

جراح ندامه‌های عفونی را برداشت.

adnexal pain can be a symptom of various conditions.

درد ندامه‌ها می‌تواند علامتی از شرایط مختلف باشد.

ultrasound imaging helps visualize the adnexas.

تصویربرداری با سونوگرافی به تجسم ندامه‌ها کمک می‌کند.

adnexal masses can sometimes be benign.

توده‌های ندامه‌ای گاهی اوقات خوش‌خلق هستند.

the doctor explained the potential complications related to adnexas.

پزشک خطرات احتمالی مرتبط با ندامه‌ها را توضیح داد.

adnexal surgery is often performed laparoscopically.

جراحی ندامه‌ها اغلب به روش لاپاروسکوپی انجام می‌شود.

hormonal changes can affect the health of the adnexas.

تغییرات هورمونی می‌تواند بر سلامت ندامه‌ها تأثیر بگذارد.

some women experience discomfort in their adnexas during menstruation.

برخی از زنان در طول قاعدگی، ناراحتی در ندامه‌های خود تجربه می‌کنند.

adnexal cancer is a rare but serious condition.

سرطان ندامه‌ها یک بیماری نادر اما جدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید