adverted

[ایالات متحده]/əˈvɜːrtɪd/
[بریتانیا]/ərˈvɝːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به چیزی توجه کرد؛ چیزی را ذکر کرد

عبارات و ترکیب‌ها

adverted her attention

جلب توجه او

جملات نمونه

he adverted to his own experience in the field.

او به تجربه خود در این زمینه اشاره کرد.

she adverted to the potential dangers of the plan.

او به خطرات احتمالی طرح اشاره کرد.

the lawyer adverted to a relevant legal precedent.

وکیل به یک سابقه قانونی مرتبط اشاره کرد.

in his speech, he adverted briefly to the topic of education.

در سخنرانی خود، او به طور خلاصه به موضوع آموزش اشاره کرد.

the reporter adverted to the importance of fact-checking.

گزارشگر به اهمیت بررسی واقعیت‌ها اشاره کرد.

he adverted to the need for further research on the subject.

او به نیاز به تحقیقات بیشتر در مورد این موضوع اشاره کرد.

the author adverted to the historical context of the event.

نویسنده به زمینه تاریخی رویداد اشاره کرد.

she adverted to her own feelings of uncertainty about the future.

او به احساسات خود از عدم اطمینان در مورد آینده اشاره کرد.

he adverted to the possibility of a compromise solution.

او به احتمال یک راه حل سازش اشاره کرد.

the teacher adverted to the students' progress in their studies.

معلم به پیشرفت دانش آموزان در تحصیلات خود اشاره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید