forewarned is forearmed
هشداری بودن، مسلح بودن
be forewarned
هشداری باشید
forewarned about danger
هشداری در مورد خطر
forewarned of risks
هشداری در مورد خطرات
forewarned of trouble
هشداری در مورد مشکلات
forewarned by signs
هشداری از طریق علائم
be forewarned early
به موقع هشداری باشید
forewarned for preparation
هشداری برای آمادگی
forewarned of changes
هشداری در مورد تغییرات
forewarned in advance
از قبل هشداری
she was forewarned about the storm coming this weekend.
او در مورد طوفانی که این آخر هفته میآید، از قبل مطلع شده بود.
he forewarned his team about the upcoming changes in the project.
او تیم خود را در مورد تغییرات پیش رو در پروژه از قبل مطلع کرد.
they were forewarned to take necessary precautions during the event.
از آنها خواسته شد که در طول رویداد اقدامات احتیاطی لازم را انجام دهند.
the teacher forewarned the students about the importance of studying.
معلم به دانشآموزان در مورد اهمیت مطالعه هشدار داد.
we were forewarned that the meeting would be rescheduled.
به ما هشدار داده شد که جلسه به تعویق خواهد افتاد.
forewarned is forearmed, so they prepared thoroughly for the presentation.
هشداری داده شده، آماده باشید، بنابراین آنها به طور کامل برای ارائه آماده شدند.
she forewarned him about the potential risks of the investment.
او او را در مورد خطرات احتمالی سرمایه گذاری از قبل مطلع کرد.
the parents forewarned their children about the dangers of the internet.
والدین فرزندان خود را در مورد خطرات اینترنت از قبل مطلع کردند.
he was forewarned that the job would require long hours.
به او هشدار داده شد که این شغل ساعات طولانی خواهد داشت.
forewarned by the news, they decided to stay indoors.
با هشداری که از اخبار دریافت کرده بودند، تصمیم گرفتند در خانه بمانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید