affectation

[ایالات متحده]/æfek'teɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌæfɛk'teʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار یا گفتار مصنوعی که طبیعی یا صادقانه نیست؛ تظاهر

جملات نمونه

an affectation of calm.

یک تقلید از آرامش.

He made an affectation of indifference.

او یک تقلید از بی‌تفاوتی نشان داد.

the affectation of a man who measures every word for effect.

تقلید یک مرد که هر کلمه را برای ایجاد تأثیر می‌سنجد.

She is sincere and quite without affectation.

او صادق است و کاملاً عاری از تقلید.

a mock-heroic farce that burlesques the affectations of Restoration heroic drama.

یک مسخرۀ قهرمانانه تقلبی که تقلیدهای نمایشنامه قهرمانانه بازسازی را به سخره می‌گیرد.

The affectations in the way she speaks annoyed me.

تقلیدها در نحوه صحبت کردن او باعث آزار من شد.

simple but grandiose architecture); it often suggests pretentiousness, affectation, or pompousness (

معماری ساده اما بزرگ; اغلب نشان دهنده خودستایی، تقلید یا متکبر بودن است (

He speaks with a British accent, but that is just an affectation because he’s not British.

او با لهجه بریتانیایی صحبت می‌کند، اما این فقط یک تقلید است زیرا او بریتانیایی نیست.

an air of authority. In the plural, however, it suggests affectation and especially a wish to seem more important than is actually the case:

ظاهری از اقتدار. با این حال، در جمع، نشان دهنده تقلید و به ویژه تمایل به به نظر مهمتر از آنچه در واقعیت است:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید