affine

[ایالات متحده]/əˈfɪn/
[بریتانیا]/əˈfaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل یک تبدیل افین در هندسه
n. خویشاوندی از طریق ازدواج
Word Forms
جمعaffines

عبارات و ترکیب‌ها

affine transformation

تبدیل آفین

affine group

گروه آفین

affine cipher

رمزنگاری آفین

affine space

فضای آفین

affine property

خاصیت آفین

affine parameter

پارامتر آفین

affine relationship

ارتباط آفین

affine function

تابع آفین

affine matrix

ماتریس آفین

جملات نمونه

the transformation was affine.

تبدیل یک تبدیل آفین بود.

they used an affine cipher to encrypt the message.

آنها از یک رمز آفین برای رمزگذاری پیام استفاده کردند.

the mapping is affine in nature.

نگاشت از نظر آفین است.

affine transformations preserve lines and angles.

تبدیلات آفین خطوط و زوایا را حفظ می کنند.

the affine group is a mathematical concept.

گروه آفین یک مفهوم ریاضی است.

affine geometry deals with flat spaces.

هندسه آفین با فضاهای مسطح سر و کار دارد.

the image was transformed using an affine filter.

تصویر با استفاده از یک فیلتر آفین تبدیل شد.

affine transformations are widely used in computer graphics.

تبدیلات آفین به طور گسترده در گرافیک کامپیوتری استفاده می شوند.

the affine parameter controls the scaling of the image.

پارامتر آفین مقیاس تصویر را کنترل می کند.

affine transformations can be represented as matrices.

می توان تبدیلات آفین را به صورت ماتریس نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید