affluently

[ایالات متحده]/əˈfluːəntli/
[بریتانیا]/əˈflʊən(t)li/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای ثروتمندانه یا موفق؛ با وفور منابع.؛ به آرامی و بدون زحمت، مانند یک مایع روان.

عبارات و ترکیب‌ها

live affluently

زندگی مرفه‌انه

affluently educated

به خوبی تحصیل کرده

to think affluently

به طور مرفه‌انه فکر کردن

affluently dressed

به خوبی پوشیده شده

affluently funded research

تحقیقات با بودجه خوب

affluently inherited wealth

ثروت ارثی خوب

جملات نمونه

she lives affluently, enjoying luxurious vacations and designer clothes.

او به طور مرفه زندگی می‌کند، از تعطیلات لوکس و لباس‌های طراحان لذت می‌برد.

he inherited his wealth and now lives affluently.

او ثروت خود را به ارث برد و اکنون به طور مرفه زندگی می‌کند.

the family lived affluently, with a large house and servants.

خانواده به طور مرفه زندگی می‌کرد، با داشتن یک خانه بزرگ و خدمتکار.

many celebrities live affluently in hollywood.

بسیاری از مشاهیر به طور مرفه در هالیوود زندگی می‌کنند.

despite his success, he doesn't live affluently.

با وجود موفقیتش، او به طور مرفه زندگی نمی‌کند.

they were able to travel affluently around the world.

آنها توانستند به طور مرفه در سراسر جهان سفر کنند.

her lifestyle is quite affluently, with many expensive hobbies.

سبک زندگی او کاملاً مرفه است، با داشتن سرگرمی‌های گران‌قیمت.

the company's profits allowed them to live affluently.

سود شرکت به آنها اجازه داد تا به طور مرفه زندگی کنند.

he had always dreamed of living affluently someday.

او همیشه رویای زندگی کردن مرفه را در یک زمانی روزی داشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید