affranchises

[ایالات متحده]/əˈfræŋ.ʃaɪz/
[بریتانیا]/əˈfrænʃaɪz/

ترجمه

v آزاد کردن؛ رها کردن؛ اعطای حقوق مدنی به

عبارات و ترکیب‌ها

affranchises from responsibility

آزادی از مسئولیت

جملات نمونه

the new system affranchises workers from tedious manual labor.

سیستم جدید کارگران را از انجام کارهای دستی خسته کننده آزاد می‌کند.

technology has the power to affranchise us from many limitations.

فناوری این قدرت را دارد که ما را از بسیاری از محدودیت‌ها آزاد کند.

education aims to affranchise individuals from ignorance and prejudice.

آموزش هدف دارد افراد را از جهل و تعصب آزاد کند.

the artist's work seeks to affranchise the viewer from everyday concerns.

آثار هنرمند به دنبال آزاد کردن بیننده از دغدغه‌های روزمره است.

he felt that true freedom meant being affranchised from societal expectations.

او احساس می‌کرد آزادی واقعی به معنای آزاد شدن از انتظارات جامعه است.

the revolution aimed to affranchise the people from oppressive rule.

انقلاب هدف داشت مردم را از حکومت ستمگرانه آزاد کند.

this law seeks to affranchise citizens from discriminatory practices.

این قانون به دنبال آزاد کردن شهروندان از رفتارهای تبعیض‌آمیز است.

she desired to be affranchised from the constraints of her upbringing.

او می‌خواست از محدودیت‌های تربیت خود آزاد شود.

his writing style aims to affranchise readers from complex jargon.

سبک نویسندگی او به دنبال آزاد کردن خوانندگان از اصطلاحات پیچیده است.

the goal is to affranchise future generations from the mistakes of the past.

هدف این است که نسل‌های آینده را از اشتباهات گذشته آزاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید