agger

[ایالات متحده]/ˈæɡər/
[بریتانیا]/ˈægər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جاده رومی.
Word Forms
جمعaggers

عبارات و ترکیب‌ها

agger the truth

بزرگنمایی حقیقت

aggerate the problem

بزرگنمایی مشکل

aggerate one's achievements

بزرگنمایی دستاوردها

aggeration of symptoms

بزرگنمایی علائم

aggerating the situation

بزرگنمایی وضعیت

aggerate one's fears

بزرگنمایی ترس‌های خود

aggerated claims

ادعاهای اغراق‌آمیز

aggeration of detail

بزرگنمایی جزئیات

جملات نمونه

to agger means to exaggerate or embellish something.

به اغراق کردن یا اضافه گویی می‌پردازد.

he would often agger stories to make them more interesting.

او اغلب داستان‌ها را اغراق می‌کرد تا آن‌ها را جذاب‌تر کند.

don't agger the situation, just tell us what happened.

وضعیت را اغراق نکنید، فقط به ما بگویید چه اتفاقی افتاد.

her testimony was full of aggered details that seemed unbelievable.

شهادت او مملو از جزئیات اغراق‌آمیز بود که غیرقابل باور به نظر می‌رسید.

the salesperson aggered the features of the new phone to convince customers.

فروشنده ویژگی‌های گوشی جدید را اغراق کرد تا مشتریان را متقاعد کند.

he tried to agger his accomplishments to impress his boss.

او سعی کرد دستاورد‌های خود را اغراق کند تا بر رئیس خود تاثیر بگذارد.

the movie used aggered special effects to create a realistic world.

فیلم از جلوه‌های ویژه اغراق‌آمیز برای ایجاد یک دنیای واقعی استفاده کرد.

it's important to be aware of aggeration in news reports.

توجه به اغراق در گزارش‌های خبری مهم است.

his claims were so aggered that no one believed him.

ادعاهای او آنقدر اغراق‌آمیز بودند که هیچ کس به او باور نکرد.

avoid aggering the truth, even if you want to make a good impression.

از اغراق در حقایق اجتناح کنید، حتی اگر می‌خواهید تاثیر خوبی بگذارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید