aiter

[ایالات متحده]/eɪtər/
[بریتانیا]/eɪtər/

ترجمه

n. اید (نام برند)
شکل‌های واژه
جمعaiters

جملات نمونه

the priest placed the candles on the church altar.

پریست شمع‌ها را روی مذبح کلیسا قرار داد.

she knelt in prayer before the marble altar.

او قبل از مذبح مرمری در حال دعا کردن زمین گشایی.

they made a sacrifice at the ancient altar.

آن‌ها در مذبح باستانی یک قربانی ارائه دادند.

the wedding ceremony took place at a beautiful floral altar.

گذارش جشن‌های ازدواج در یک مذبح زیبای گلی انجام شد.

flowers adorned the altar for the easter celebration.

گل‌ها مذبح را برای جشن عید فضیلت زیبایی بخشیدند.

an altar boy helped the priest during the mass.

یک پسر مذبح در طول جلسه مسیحی پریست را کمک کرد.

pilgrims traveled far to visit the sacred altar.

مُسافرین به فاصله‌های دوری سفر کردند تا مذبح مقدس را بازدید کنند.

the golden altar gleamed in the candlelight.

مذبح طلایی در نور شمع‌ها لامس می‌کرد.

she approached the altar with her father.

او با پدرش به مذبح نزدیک شد.

a stone altar stood in the center of the temple.

یک مذبح سنگی در مرکز معبد قرار داشت.

the artist painted a stunning image of the cathedral altar.

هنرمند یک تصویر زیبای مذبح کاتدرال را نقاشی کرد.

monks kept the candles burning on the altar.

راهبان‌ها شمع‌ها را روی مذبح روشن نگه داشتند.

dramatic shadows danced across the old stone altar.

ظلال دراماتیکی روی مذبح سنگی قدیمی رقصیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید