altercated

[ایالات متحده]/ˈæl.tə.keɪ.teɪd/
[بریتانیا]/ˌæl.tər.ˈkæt̬.iːd/

ترجمه

v با کسی به طور خشمگین بحث کردن؛ داشتن یک بحث یا اختلاف داغ

عبارات و ترکیب‌ها

altercated with someone

بحث با کسی کرد

جملات نمونه

the two friends altercated over a trivial matter.

دوستان بحثی بر سر موضوعی جزئی داشتند.

he altercated with the waiter about his order.

او با پیشخدمت در مورد سفارش خود بحث کرد.

the couple altercated during their dinner date.

زوج‌ها در طول قرار شام خود بحث کردند.

they altercated fiercely, refusing to back down.

آنها با خشونت بحث کردند و حاضر به پس دادن نبودند.

the politicians altercated on live television.

سیاستمدان در تلویزیون زنده بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید