altitudes

[ایالات متحده]/ˈæl.tɪ.tjuːdz/
[بریتانیا]/ˈæl.t̬i.tuːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارتفاع چیزی بالای سطح دریا یا سطح زمین؛ یک مکان یا موقعیت بلند

عبارات و ترکیب‌ها

at different altitudes

در ارتفاعات مختلف

varying altitudes

ارتفاعات متغیر

reach high altitudes

به ارتفاعات بالا برسید

extreme altitudes

ارتفاعات بسیار زیاد

study of altitudes

مطالعه ارتفاعات

mapping of altitudes

نقشه برداری از ارتفاعات

جملات نمونه

the plane flew at various altitudes.

هواپیما در ارتفاعات مختلف پرواز کرد.

he studied the changes in plant life at different altitudes.

او تغییرات حیات گیاهی در ارتفاعات مختلف را مطالعه کرد.

the mountain climbers reached great altitudes.

کوهنوردان به ارتفاعات زیادی رسیدند.

air pressure decreases as altitude increases.

با افزایش ارتفاع، فشار هوا کاهش می‌یابد.

the view from that altitude was breathtaking.

منظره از آن ارتفاع نفس‌گیر بود.

birds can fly at different altitudes.

پرندگان می‌توانند در ارتفاعات مختلف پرواز کنند.

weather conditions vary with altitude.

شرایط آب و هوایی با ارتفاع متفاوت است.

the satellite orbits the earth at a specific altitude.

ماهواره زمین را در یک ارتفاع خاص به دور می‌گرداند.

he adjusted the telescope to focus on objects at high altitudes.

او تلسکوپ را برای تمرکز بر روی اجسام در ارتفاعات بالا تنظیم کرد.

the city is situated at a moderate altitude.

شهر در ارتفاعی متوسط واقع شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید