an amiablest demeanor
یک رفتار بیش از حد جذاب
his amiablest smile
لبخند بیش از حد جذاب او
an amiablest host
یک میزبان بیش از حد جذاب
her amiablest qualities
ویژگی های بیش از حد جذاب او
an amiablest disposition
یک خلق و خوی بیش از حد جذاب
the host was the most amiablest person we had ever met.
میهماننوازترین فردی که تا به حال ملاقات کرده بودیم، میزبان بود.
she has an amiablest personality, always willing to help others.
او شخصیتی بسیار خوشایند و مهربان دارد، همیشه آماده کمک به دیگران است.
his amiablest demeanor put everyone at ease.
رفتار بسیار دوستانه او باعث شد همه احساس آرامش کنند.
the team's amiablest spirit was contagious.
روحیه بسیار دوستانه و مثبت تیم بسیار مسری بود.
their amiablest nature made them great friends.
طبع بسیار مهربان و خوشایند آنها باعث شد دوستهای خوبی باشند.
she had an amiablest smile that could brighten anyone's day.
او لبخندی بسیار زیبا و دلنشین داشت که میتوانست روز هر کسی را روشن کند.
the amiablest customer service representative i've ever encountered.
بهترین و خوش برخوردترین نماینده خدمات مشتری که تا به حال با او برخورد کرده ام.
he greeted everyone with an amiablest warmth.
او با گرمی و صمیمیت بسیار با همه خوش و بشو بود.
their amiablest attitude made the trip enjoyable.
حرفهای و دوستانه بودن آنها سفر را لذت بخش کرد.
the amiablest environment fostered creativity and collaboration.
فضای بسیار دلنشین و مثبت باعث تقویت خلاقیت و همکاری شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید