amounted

[ایالات متحده]/əˈmaʊn.tɪd/
[بریتانیا]/əˈmaʊntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v داشتن یک ارزش یا مجموع کل؛ رسیدن به یک عدد یا مقدار خاص
n مجموع کل چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

amounted to nothing

به هیچ منجر نشد

جملات نمونه

the damages amounted to thousands of dollars.

آسیب‌ها به هزاران دلار رسید.

his expenses amounted to more than he expected.

هزینه‌های او بیشتر از حد انتظار بود.

the total amount spent on the project amounted to $10 million.

مجموع مبلغ هزینه شده برای پروژه 10 میلیون دلار بود.

the number of attendees amounted to over 500 people.

تعداد شرکت‌کنندگان بیش از 500 نفر بود.

the cost of living in the city amounted to a significant portion of his income.

هزینه زندگی در شهر بخش قابل توجهی از درآمد او بود.

the evidence against him amounted to little.

شواهد علیه او ناچیز بود.

the final bill amounted to $50.

مبلغ نهایی صورتحساب 50 دلار بود.

their efforts amounted to nothing.

تلاش‌های آنها به هیچ نتیجه‌ای نرسید.

the research team’s findings amounted to a significant breakthrough.

یافته‌های تیم تحقیقاتی به یک پیشرفت قابل توجه منجر شد.

the sales for the month amounted to $10,000.

فروش ماهانه 10000 دلار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید