analysist

[ایالات متحده]/ˈænəlɪst/
[بریتانیا]/ˈænəlɪst/

ترجمه

n. کسی که تحلیل می‌کند یا یک تحلیلگر.
Word Forms

جملات نمونه

the financial analysist prepared a comprehensive report on market trends.

تحلیلگر مالی یک گزارش جامع در مورد روندهای بازار آماده کرد.

our data analysist identified several key patterns in the customer database.

تحلیلگر داده‌های ما چند الگوی کلیدی در پایگاه داده مشتریان شناسایی کرد.

the senior analysist recommended investing in renewable energy stocks.

تحلیلگر سenior پیشنهاد سرمایه گذاری در سهام انرژی تجدید پذیر را داد.

a business analysist helped the company streamline its operations.

یک تحلیلگر کسب و کار به شرکت کمک کرد تا عملیات خود را ساده‌سازی کند.

the market analysist predicted a significant downturn in the housing market.

تحلیلگر بازار پیش‌بینی کرد که بازار مسکن به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد.

political analysists believe the election results will be close this year.

تحلیلگران سیاسی فکر می‌کنند نتایج انتخابات این سال نزدیک خواهد بود.

the lead analysist presented findings to the board of directors.

تحلیلگر رهبر نتایج را به هیئت مدیره ارائه کرد.

our analyst team consists of experienced financial analysists.

تیم تحلیلگران ما از تحلیلگران مالی با تجربه تشکیل شده است.

the economic analysist forecast steady growth for the next quarter.

تحلیلگر اقتصادی رشد پایدار برای فصل آینده پیش‌بینی کرد.

the chief analysist oversees all research departments.

تحلیلگر رئیس تمامی ادارات تحقیق را نظارت می‌کند.

junior analysists are working on the new project.

تحلیلگران جوان روی پروژه جدید کار می‌کنند.

the cybersecurity analysist detected a potential breach in the system.

تحلیلگر امنیت سایبری یک نشت احتمالی در سیستم را تشخیص داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید