| جمع | anathemas |
racial hatred was anathema to her.
تبعیض نژادی برای او نوعی نفرت بود.
Those terrible ideas are (an) anathema to me.
آن ایده های وحشتناک برای من نوعی نفرین هستند.
Her views are (an) anathema to me.
دیدگاه های او برای من نوعی نفرین هستند.
They launched a fresh anathema against him.
آنها یک نفرین جدید علیه او راه انداختند.
Ecclesiastical To put under a ban or an anathema; excommunicate.
کلیساوی: تحت تحریم یا نفرین قرار دادن؛ از کلیسا تبعید کردن.
If any man love not our Lord Jesus Christ, let him be anathema, maranatha.
اگر کسی عیسی مسیح خداوند را دوست نداشته باشد، او نفرین شده باشد، ماراتا.
22 If any man love not the Lord Jesus Christ, let him be Anathema Maranatha.
22 اگر کسی عیسی مسیح خداوند را دوست نداشته باشد، او نفرین شده باشد، ماراتا.
racial hatred was anathema to her.
تبعیض نژادی برای او نوعی نفرت بود.
Those terrible ideas are (an) anathema to me.
آن ایده های وحشتناک برای من نوعی نفرین هستند.
Her views are (an) anathema to me.
دیدگاه های او برای من نوعی نفرین هستند.
They launched a fresh anathema against him.
آنها یک نفرین جدید علیه او راه انداختند.
Ecclesiastical To put under a ban or an anathema; excommunicate.
کلیساوی: تحت تحریم یا نفرین قرار دادن؛ از کلیسا تبعید کردن.
If any man love not our Lord Jesus Christ, let him be anathema, maranatha.
اگر کسی عیسی مسیح خداوند را دوست نداشته باشد، او نفرین شده باشد، ماراتا.
22 If any man love not the Lord Jesus Christ, let him be Anathema Maranatha.
22 اگر کسی عیسی مسیح خداوند را دوست نداشته باشد، او نفرین شده باشد، ماراتا.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید