angst

[ایالات متحده]/ɑ:ŋst/
[بریتانیا]/ɑŋkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اضطراب و ناراحتی ناشی از نگرانی درباره جهان یا جامعه، نگرانی‌ها.

جملات نمونه

Teen angst is taken to a bloody finale in this badly written and directed short. It's a critique of middlebrow American life.

در این فیلم کوتاه بد نوشته و بد کارگردانی شده، بحران نوجوانی به یک نقطه پایانی خونین می‌رسد. این فیلمی است انتقاد از زندگی آمریکایی سطح پایین.

Later, his destiny says this kind to going up is right " information angst " ankylose and betray.

بعداً، سرنوشت او می‌گوید که رفتن به سمت بالا با این روش درست است "اطلاعات اضطراب"، دچار تحلیل رفتگی و خیانت شود.

overcome feelings of angst

غلبه بر احساسات اضطراب

expressing her inner angst through art

بیان اضطراب درونی او از طریق هنر

dealing with personal angst

رسیدگی به اضطراب شخصی

angst and uncertainty about the future

اضطراب و عدم اطمینان در مورد آینده

channeling angst into productivity

کانالیزه کردن اضطراب به سمت بهره‌وری

deep sense of angst and despair

احساس عمیق اضطراب و ناامیدی

struggling with feelings of angst

دست و پنجه نرم کردن با احساسات اضطراب

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید