antigonus

[ایالات متحده]/ænˈtɪɡənəs/
[بریتانیا]/anˈtɪɡənəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رهبر نظامی مقدونی که تحت فرمان اسکندر بزرگ خدمت کرد و بعداً پادشاه مقدونیه (۳۰۶-۳۰۱ قبل از میلاد) شد. او به عنوان سیکلاپس، "یک چشم" شناخته می‌شد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

antagonistic to antigonus

خودی‌نما به آنتigonوس

overcoming the antigonus

غلبه بر آنتigonوس

antigonus within

درون آنتigonوس

جملات نمونه

antigonus was known for his cunning strategies.

آنتیگونس به خاطر استراتژی‌های زیرکانه خود شناخته می‌شد.

antigonus' ambition led to his downfall.

جاه‌طلبی آنتیگونس منجر به سقوط او شد.

antigonus' military prowess was legendary in his time.

مهارت‌های نظامی آنتیگونس در زمان خود افسانه‌ای بود.

the conflict between antigonus and ptolemy was a clash of titans.

درگیری بین آنتیگونس و بطلمیوس یک نبرد بین تایتان‌ها بود.

antigonus' reign marked a period of instability in the hellenistic world.

حکومت آنتیگونس دوره‌ای از بی‌ثباتی را در دنیای هلنیستی نشان داد.

historians continue to debate antigonus' legacy today.

تاریخ‌نگاران همچنان به بحث در مورد میراث آنتیگونس امروز ادامه می‌دهند.

antigonus' political maneuvers were often ruthless and cunning.

مانورهای سیاسی آنتیگونس اغلب بی‌رحمانه و زیرکانه بودند.

despite his successes, antigonus ultimately failed to achieve lasting power.

با وجود موفقیت‌هایش، آنتیگونس در نهایت نتوانست قدرت پایدار به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید