antimagic

[ایالات متحده]/ˌæntiˈmædʒɪk/
[بریتانیا]/ˌæntiˈmædʒɪk/

ترجمه

adj. مخالف یا مقاوم در برابر جادو
n. توانایی یا ویژگی مخالف یا مقاوم بودن در برابر جادو

عبارات و ترکیب‌ها

antimagic field

میدان ضد سحر

antimagic barrier

محدوده ضد سحر

antimagic zone

منطقه ضد سحر

antimagic shield

پرده ضد سحر

casting antimagic

تکوین ضد سحر

antimagic properties

ویژگی های ضد سحر

antimagic effect

اثر ضد سحر

antimagic weapon

سلاح ضد سحر

antimagic armor

تیمپور ضد سحر

antimagic spell

سحر ضد سحر

جملات نمونه

the antimagic field protected the wizard from all magical attacks.

میدان ضد سحر و جادو ویژن را از تمام حملات سحرآمیز حفظ کرد.

scientists developed an antimagic shield that could deflect curses.

دانشمندان یک پرده ضد سحر و جادو توسعه دادند که می‌توانست نحسی‌ها را منحرف کند.

the ancient tablet contained instructions for crafting an antimagic spell.

پیشینه جدول قدیمی دستوراتی برای ساخت یک نماد ضد سحر و جادو را شامل می‌شد.

an antimagic barrier surrounded the sacred temple, blocking all enchantments.

یک مانع ضد سحر و جادو ساختمان مقدس را احاطه کرد و تمام جادویی‌ها را مسدود کرد.

the antimagic properties of the rare metal made it invaluable to the guild.

خواص ضد سحر و جادو فلز نادر آن را برای گیلدها بسیار ارزشمند کرد.

the antimagic effect neutralized the poison and rendered it harmless.

اثر ضد سحر و جادو سم را خنثی کرد و آن را بی‌خطر کرد.

antimagic technology has revolutionized how we protect against dark arts.

فناوری ضد سحر و جادو نحوه حفاظت ما در برابر هنرهای تاریک را انقلابی کرده است.

the blacksmith forged an antimagic blade that could cut through illusions.

چکش‌باز یک تیغه ضد سحر و جادو ساخت که می‌توانست از ایلیزیون‌ها عبور کند.

deep within the castle, there was an antimagic chamber for studying cursed objects.

در عمق قلعه، یک اتاق ضد سحر و جادو برای مطالعه اشیاء نحس وجود داشت.

the entire valley was designated as an antimagic zone to preserve its natural state.

کل دشت به عنوان یک منطقه ضد سحر و جادو تعیین شد تا حالت طبیعی آن حفظ شود.

alchemists searched for an antimagic substance that could neutralize hexes.

الکیمیست‌ها به دنبال یک ماده ضد سحر و جادو بودند که می‌توانست نحسی‌ها را خنثی کند.

the ancient mechanism employed antimagic principles to protect the treasure.

مکانیزم قدیمی اصول ضد سحر و جادو را برای حفاظت از ارزشمندی‌ها به کار گرفت.

the antimagic field around the artifact prevented any magical manipulation.

میدان ضد سحر و جادو اطراف اثر باعث جلوگیری از هرگونه تغییر سحرآمیزی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید