apogees

[ایالات متحده]/əˈpɒdʒiːz/
[بریتانیا]/əˈpoʊdʒiz/

ترجمه

n. بالاترین نقطه توسعه یا دستیابی به چیزی؛ اوج.؛ نجوم: نقطه‌ای در مدار یک جسم آسمانی که دورترین فاصله را از زمین دارد.

جملات نمونه

the satellite reached its apogees before starting its descent.

ماهواره قبل از شروع فرود، به دورترین نقاط مدار خود رسید.

understanding the apogees of the moon's orbit is crucial for astronomers.

درک دورترین نقاط مدار ماه برای منجمان بسیار مهم است.

during its apogees, the spacecraft collected valuable data.

در طول دورترین نقاط مداری خود، فضاپیما داده‌های ارزشمندی جمع‌آوری کرد.

the planet's apogees can affect its gravitational pull.

دورترین نقاط مداری سیاره می‌تواند بر نیروی گرانشی آن تأثیر بگذارد.

we observed the satellite's apogees through our telescope.

ما دورترین نقاط مداری ماهواره را از طریق تلسکوپ خود مشاهده کردیم.

the timing of the apogees is essential for mission planning.

زمان‌بندی دورترین نقاط مداری برای برنامه‌ریزی ماموریت ضروری است.

scientists study the apogees of various celestial bodies.

دانشمندان دورترین نقاط مداری اجرام آسمانی مختلف را مطالعه می‌کنند.

tracking the apogees helps predict future orbital paths.

ردیابی دورترین نقاط مداری به پیش‌بینی مسیرهای مداری آینده کمک می‌کند.

the apogees of the comet were recorded over several years.

دورترین نقاط مداری دنباله‌دار در طول چند سال ثبت شد.

understanding the apogees can improve satellite communication.

درک دورترین نقاط مداری می‌تواند ارتباطات ماهواره‌ای را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید