apoliticizing

[ایالات متحده]//əˈpɒlɪtɪsaɪzɪŋ//
[بریتانیا]//əˈpɑːlɪtɪsaɪzɪŋ//

ترجمه

n. عمل یا فرایند ایجاد کردن چیزی بدون سیاسی بودن؛ حذف عناصر یا در نظر گرفتن‌های سیاسی
v. حالت شناسایی شده از apoliticize؛ ایجاد یا تبدیل شدن به غیرسیاسی؛ حذف محتوا یا ارتباطات سیاسی از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

is apoliticizing

آپولیتیکایی کردن

apoliticizing debate

مباحثه آپولیتیکایی

apoliticizing process

فرآیند آپولیتیکایی

apoliticizing efforts

تلاش‌های آپولیتیکایی

apoliticizing tendency

گرایش به آپولیتیکایی

avoid apoliticizing

از آپولیتیکایی پرهیز کنید

apoliticizing effect

اثر آپولیتیکایی

stop apoliticizing

آپولیتیکایی را متوقف کنید

جملات نمونه

the government's move toward apoliticizing the media has sparked a fierce debate about press freedom.

حرکت دولت در جهت غیرسیاسی کردن رسانه‌ها باعث بحث تیز و گسترده‌ای درباره آزادی بیان شده است.

educators warn that apoliticizing the curriculum could undermine students' ability to engage with social issues.

معلمان هشدار می‌دهند که غیرسیاسی کردن محتوای درسی ممکن است توانایی دانش‌آموزان در مشارکت در مسائل اجتماعی را کاهش دهد.

some scholars argue that apoliticizing scientific research is essential to maintain objectivity in academia.

برخی از محققان می‌گویند که غیرسیاسی کردن تحقیقات علمی برای حفظ موضوعیت در علوم ضروری است.

the policy of apoliticizing public discourse often masks underlying political motives.

سیاست غیرسیاسی کردن گفت‌وگوی عمومی اغلب دلایح سیاسی پنهان را پوشانده است.

activists claim that apoliticizing cultural heritage ignores the historical contexts that shape identity.

فعالان می‌گویند که غیرسیاسی کردن میراث فرهنگی به زمینه‌های تاریخی که هویت را شکل می‌دهند نادیده می‌گیرد.

in many nations, apoliticizing the civil service is seen as a prerequisite for efficient governance.

در بسیاری از کشورها، غیرسیاسی کردن خدمات مدنی به عنوان یک ضرورت برای حکمرانی کارآمد در نظر گرفته می‌شود.

the bill aims at apoliticizing law enforcement, but critics fear it may erode accountability.

این قانون به غیرسیاسی کردن اجرای قانون می‌پردازد، اما منتقدان نگران این هستند که ممکن است مسئولیت‌پذیری را کاهش دهد.

historians caution that apoliticizing the narrative of the war could lead to a skewed collective memory.

تاریخ‌گران هشدار می‌دهند که غیرسیاسی کردن روایت جنگ ممکن است به یادگار جمعی مورخه شده بینجامد.

the mayor's plan for apoliticizing city council meetings has raised questions about transparency.

طرح شهردار برای غیرسیاسی کردن جلسات شورای شهر سوالاتی درباره شفافیت ایجاد کرده است.

some analysts suggest that apoliticizing corporate governance may reduce conflicts of interest, yet others doubt its feasibility.

برخی تحلیل‌گران می‌گویند که غیرسیاسی کردن حکمرانی شرکت‌ها ممکن است تعارضات منافع را کاهش دهد، اما دیگران امکان اجرای آن را در میان می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید