| جمع | appetencies |
an insatiable appetency
اشتیاق بی پایان
appetency for knowledge
اشتیاق برای دانش
curb one's appetency
مهار کردن اشتیاق
satisfy one's appetency
رضایت دادن به اشتیاق
indulge one's appetency
اجازه دادن به اشتیاق
a growing appetency
یک اشتیاق رو به رشد
quench one's appetency
خاموش کردن اشتیاق
his appetency for knowledge drives him to read every book he can find.
اشتیاق او به دانش او را به خواندن هر کتابی که میتواند پیدا کند سوق میدهد.
she has a strong appetency for adventure and travel.
او اشتیاق زیادی به ماجراجویی و سفر دارد.
many students exhibit an appetency for learning new languages.
بسیاری از دانش آموزان اشتیاقی برای یادگیری زبان های جدید نشان می دهند.
his appetency for success motivates him to work harder.
اشتیاق او به موفقیت او را به تلاش بیشتر سوق میدهد.
the child's appetency for sweets is hard to control.
کنترل اشتیاق کودک به شیرینی ها دشوار است.
her appetency for artistic expression is evident in her paintings.
اشتیاق او به بیان هنری در نقاشی هایش آشکار است.
he feels a deep appetency for social justice.
او احساس عمیق اشتیاقی برای عدالت اجتماعی میکند.
the team's appetency for victory pushed them to train harder.
اشتیاق تیم به پیروزی آنها را به تمرین سخت تر سوق داد.
her appetency for fashion trends keeps her wardrobe updated.
اشتیاق او به مد روز کمد لباسش را به روز نگه می دارد.
he has an appetency for technology and is always trying the latest gadgets.
او به فناوری علاقه دارد و همیشه در حال امتحان کردن آخرین گجت ها است.
an insatiable appetency
اشتیاق بی پایان
appetency for knowledge
اشتیاق برای دانش
curb one's appetency
مهار کردن اشتیاق
satisfy one's appetency
رضایت دادن به اشتیاق
indulge one's appetency
اجازه دادن به اشتیاق
a growing appetency
یک اشتیاق رو به رشد
quench one's appetency
خاموش کردن اشتیاق
his appetency for knowledge drives him to read every book he can find.
اشتیاق او به دانش او را به خواندن هر کتابی که میتواند پیدا کند سوق میدهد.
she has a strong appetency for adventure and travel.
او اشتیاق زیادی به ماجراجویی و سفر دارد.
many students exhibit an appetency for learning new languages.
بسیاری از دانش آموزان اشتیاقی برای یادگیری زبان های جدید نشان می دهند.
his appetency for success motivates him to work harder.
اشتیاق او به موفقیت او را به تلاش بیشتر سوق میدهد.
the child's appetency for sweets is hard to control.
کنترل اشتیاق کودک به شیرینی ها دشوار است.
her appetency for artistic expression is evident in her paintings.
اشتیاق او به بیان هنری در نقاشی هایش آشکار است.
he feels a deep appetency for social justice.
او احساس عمیق اشتیاقی برای عدالت اجتماعی میکند.
the team's appetency for victory pushed them to train harder.
اشتیاق تیم به پیروزی آنها را به تمرین سخت تر سوق داد.
her appetency for fashion trends keeps her wardrobe updated.
اشتیاق او به مد روز کمد لباسش را به روز نگه می دارد.
he has an appetency for technology and is always trying the latest gadgets.
او به فناوری علاقه دارد و همیشه در حال امتحان کردن آخرین گجت ها است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید