appetency

[ایالات متحده]/əˈpɛtənsi/
[بریتانیا]/əˈpɛtənsi/

ترجمه

n. یک تمایل یا اشتیاق قوی برای چیزی.; یک تمایل یا گرایش ذاتی به سمت چیزی.; یک نزدیکی یا جاذبه طبیعی به چیزی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

an insatiable appetency

اشتیاق بی پایان

appetency for knowledge

اشتیاق برای دانش

curb one's appetency

مهار کردن اشتیاق

satisfy one's appetency

رضایت دادن به اشتیاق

indulge one's appetency

اجازه دادن به اشتیاق

a growing appetency

یک اشتیاق رو به رشد

quench one's appetency

خاموش کردن اشتیاق

جملات نمونه

his appetency for knowledge drives him to read every book he can find.

اشتیاق او به دانش او را به خواندن هر کتابی که می‌تواند پیدا کند سوق می‌دهد.

she has a strong appetency for adventure and travel.

او اشتیاق زیادی به ماجراجویی و سفر دارد.

many students exhibit an appetency for learning new languages.

بسیاری از دانش آموزان اشتیاقی برای یادگیری زبان های جدید نشان می دهند.

his appetency for success motivates him to work harder.

اشتیاق او به موفقیت او را به تلاش بیشتر سوق می‌دهد.

the child's appetency for sweets is hard to control.

کنترل اشتیاق کودک به شیرینی ها دشوار است.

her appetency for artistic expression is evident in her paintings.

اشتیاق او به بیان هنری در نقاشی هایش آشکار است.

he feels a deep appetency for social justice.

او احساس عمیق اشتیاقی برای عدالت اجتماعی می‌کند.

the team's appetency for victory pushed them to train harder.

اشتیاق تیم به پیروزی آنها را به تمرین سخت تر سوق داد.

her appetency for fashion trends keeps her wardrobe updated.

اشتیاق او به مد روز کمد لباسش را به روز نگه می دارد.

he has an appetency for technology and is always trying the latest gadgets.

او به فناوری علاقه دارد و همیشه در حال امتحان کردن آخرین گجت ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید