arass

[ایالات متحده]/əˈræs/
[بریتانیا]/əˈræs/

ترجمه

v. به طور مستقیم به چیزی اشاره کردن؛ به طور خاص به سمت یک هدف اشاره دادن

عبارات و ترکیب‌ها

arass completely

کاملاً ارس

arassed recently

به تازگی ارس شد

arassing currently

در حال حاضر ارس می شود

arasses daily

ارس روزانه

arass eagerly

با اشتیاق ارس

arassed thoroughly

به طور کامل ارس شد

arassing everywhere

ارس در همه جا

arass together

با هم ارس

arassed quietly

به آرامی ارس شد

arassing constantly

ارس به طور مداوم

جملات نمونه

the ancient arass tapestry hangs in the grand hall.

گوبتن باستانی آراس در تالار بزرگ آویخته است.

arass patterns decorated the medieval castle walls.

الگوهای آراس دیوارهای قلعه قرون وسطی را تزئین می‌کردند.

she collected rare arass fabrics from distant lands.

او پارچه‌های نایاب آراس را از سرزمین‌های دور جمع‌آوری کرد.

the museum acquired a priceless arass yesterday.

موزه دیروز یک آراس گران‌بها به دست آورد.

arass weavers maintained their traditional methods.

بافت‌گران آراس روش‌های سنتی خود را حفظ کردند.

historical records mention arass trade routes.

سوابق تاریخی به مسیرهای تجاری آراس اشاره می‌کنند.

the arass depicted scenes from.legendary battles.

آراس صحنه‌هایی از نبردهای افسانه‌ای را به تصویر می‌کشید.

arass restoration requires extreme patience.

بازسازی آراس نیاز به صبر بسیار دارد.

tourists admire the intricate arass designs.

گردشگران به طرح‌های پیچیده آراس علاقه نشان می‌دهند.

the arass guild preserved ancient weaving secrets.

صنف آراس اسرار بافت باستانی را حفظ کرد.

each arass tells a unique cultural story.

هر آراس داستانی فرهنگی منحصر به فرد را بیان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید