arass completely
کاملاً ارس
arassed recently
به تازگی ارس شد
arassing currently
در حال حاضر ارس می شود
arasses daily
ارس روزانه
arass eagerly
با اشتیاق ارس
arassed thoroughly
به طور کامل ارس شد
arassing everywhere
ارس در همه جا
arass together
با هم ارس
arassed quietly
به آرامی ارس شد
arassing constantly
ارس به طور مداوم
the ancient arass tapestry hangs in the grand hall.
گوبتن باستانی آراس در تالار بزرگ آویخته است.
arass patterns decorated the medieval castle walls.
الگوهای آراس دیوارهای قلعه قرون وسطی را تزئین میکردند.
she collected rare arass fabrics from distant lands.
او پارچههای نایاب آراس را از سرزمینهای دور جمعآوری کرد.
the museum acquired a priceless arass yesterday.
موزه دیروز یک آراس گرانبها به دست آورد.
arass weavers maintained their traditional methods.
بافتگران آراس روشهای سنتی خود را حفظ کردند.
historical records mention arass trade routes.
سوابق تاریخی به مسیرهای تجاری آراس اشاره میکنند.
the arass depicted scenes from.legendary battles.
آراس صحنههایی از نبردهای افسانهای را به تصویر میکشید.
arass restoration requires extreme patience.
بازسازی آراس نیاز به صبر بسیار دارد.
tourists admire the intricate arass designs.
گردشگران به طرحهای پیچیده آراس علاقه نشان میدهند.
the arass guild preserved ancient weaving secrets.
صنف آراس اسرار بافت باستانی را حفظ کرد.
each arass tells a unique cultural story.
هر آراس داستانی فرهنگی منحصر به فرد را بیان میکند.
arass completely
کاملاً ارس
arassed recently
به تازگی ارس شد
arassing currently
در حال حاضر ارس می شود
arasses daily
ارس روزانه
arass eagerly
با اشتیاق ارس
arassed thoroughly
به طور کامل ارس شد
arassing everywhere
ارس در همه جا
arass together
با هم ارس
arassed quietly
به آرامی ارس شد
arassing constantly
ارس به طور مداوم
the ancient arass tapestry hangs in the grand hall.
گوبتن باستانی آراس در تالار بزرگ آویخته است.
arass patterns decorated the medieval castle walls.
الگوهای آراس دیوارهای قلعه قرون وسطی را تزئین میکردند.
she collected rare arass fabrics from distant lands.
او پارچههای نایاب آراس را از سرزمینهای دور جمعآوری کرد.
the museum acquired a priceless arass yesterday.
موزه دیروز یک آراس گرانبها به دست آورد.
arass weavers maintained their traditional methods.
بافتگران آراس روشهای سنتی خود را حفظ کردند.
historical records mention arass trade routes.
سوابق تاریخی به مسیرهای تجاری آراس اشاره میکنند.
the arass depicted scenes from.legendary battles.
آراس صحنههایی از نبردهای افسانهای را به تصویر میکشید.
arass restoration requires extreme patience.
بازسازی آراس نیاز به صبر بسیار دارد.
tourists admire the intricate arass designs.
گردشگران به طرحهای پیچیده آراس علاقه نشان میدهند.
the arass guild preserved ancient weaving secrets.
صنف آراس اسرار بافت باستانی را حفظ کرد.
each arass tells a unique cultural story.
هر آراس داستانی فرهنگی منحصر به فرد را بیان میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید