aristas

[ایالات متحده]/aɪˈrɪstə/
[بریتانیا]/aɪˈrɪstə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خار یا زائده دانه، به ویژه گندم. ; یک ارگان حسی لمسی در برخی حشرات.

عبارات و ترکیب‌ها

arista coffee

قهوه آریستا

arista espresso machine

دستگاه اسپرسو آریستا

an arista-style latte

لاته به سبک آریستا

جملات نمونه

the arista of the plant was covered in tiny hairs.

تاج پوشش گیاه با کرک های کوچک پوشیده شده بود.

she admired the delicate arista on the flower.

او ارسطای ظریف روی گل را تحسین کرد.

the arista is important for the plant's reproduction.

ارسطا برای تولید مثل گیاه مهم است.

botanists study the arista to understand plant evolution.

گیاه‌شناسان ارسطا را برای درک تکامل گیاهان مطالعه می‌کنند.

the arista helps in the dispersal of seeds.

ارسطا به پراکندگی بذر کمک می کند.

in some species, the arista is used for identification.

در برخی گونه ها، از ارسطا برای شناسایی استفاده می شود.

the arista can vary greatly between different plants.

ارسطا می تواند در گیاهان مختلف بسیار متفاوت باشد.

he took a close-up photo of the arista.

او از ارسطا عکس نمای نزدیک گرفت.

the arista's texture can indicate the plant's health.

بافت ارسطا می تواند نشان دهنده سلامت گیاه باشد.

during the workshop, they examined the arista under a microscope.

در طول کارگاه، آنها ارسطا را زیر میکروسکوپ بررسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید