arrowheads

[ایالات متحده]/ˈærəʊˌhedz/
[بریتانیا]/ˈærəˌhɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت جلویی نوک تیز یک تیر.; یک علامت یا نماد به شکل لوزی.; بدنه میوه قارچ *Pluteus cervinus*.

عبارات و ترکیب‌ها

arrowheads point north

سر‌های نیزه به سمت شمال اشاره می‌کنند

arrowhead shape

شکل سر نیزه

ancient arrowheads found

سر‌های نیزه باستانی پیدا شدند

arrowhead symbol

نماد سر نیزه

جملات نمونه

archaeologists discovered ancient arrowheads in the excavation site.

باستان‌شناسان قطعات پیکان باستانی را در محل حفاری کشف کردند.

the museum has a collection of native american arrowheads.

موزه دارای مجموعه‌ای از پیکان‌های آمریکایی بومی است.

he used arrowheads to craft traditional hunting tools.

او از پیکان‌ها برای ساخت ابزارهای شکار سنتی استفاده کرد.

some arrowheads were made from flint, while others were from obsidian.

برخی از پیکان‌ها از سنگ چخماق ساخته شده بودند، در حالی که برخی دیگر از آبسیدین بودند.

she found arrowheads while hiking in the mountains.

او در حالی که در کوه‌ها پیاده‌روی می‌کرد، پیکان‌ها پیدا کرد.

arrowheads can tell us a lot about ancient hunting practices.

پیکان‌ها می‌توانند اطلاعات زیادی در مورد شیوه‌های شکار باستانی به ما بدهند.

the shape of the arrowheads varied by region and time period.

شکل پیکان‌ها بر اساس منطقه و دوره زمانی متفاوت بود.

collectors often seek rare arrowheads to add to their collections.

کلکسیونرها اغلب به دنبال پیکان‌های نادر برای افزودن به مجموعه‌های خود هستند.

he displayed his collection of arrowheads on the living room wall.

او مجموعه‌اش از پیکان‌ها را روی دیوار اتاق نشیمن به نمایش گذاشت.

learning to identify different types of arrowheads can be fascinating.

یادگیری شناسایی انواع مختلف پیکان‌ها می‌تواند جالب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید