craftmanship

[ایالات متحده]/[ˈkræftsmənʃɪp]/
[بریتانیا]/[ˈkræftsmənʃɪp]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهارت تولید کالاها به وسیله دست؛ کیفیت هنر فنی.; هنر، مهارت و پرداختگی مربوط به تولید کالاهای دست ساز با کیفیت بالا.

جملات نمونه

the antique clock showcased exceptional craftmanship.

ساعت باستانی نمونه‌ای از هنر ماهرانه بود.

we admire the fine craftmanship of the handmade leather boots.

ما از هنر ماهرانه کفش‌های چرمی دست ساز قدردانی می‌کنیم.

the company prides itself on its commitment to traditional craftmanship.

شرکت از پایبندی خود به هنر ماهرانه سنتی خوشحال است.

the furniture's craftmanship was evident in every detail.

هنر ماهرانه مبلمان در هر جزئیات آشکار بود.

the jeweler's craftmanship resulted in a stunning necklace.

هنر ماهرانه جواهر فروش به یک گردنبند دیدنی منجر شد.

the museum displayed examples of historical craftmanship.

موزه نمونه‌هایی از هنر ماهرانه تاریخی نمایش داد.

the chef's craftmanship elevated the simple dish.

هنر ماهرانه پовар یک غذای ساده را بهبود بخشید.

the guitar's craftmanship contributed to its beautiful sound.

هنر ماهرانه گیتار به صدای زیبای آن کمک کرد.

the restoration project highlighted the original craftmanship.

پروژه بازسازی هنر ماهرانه اصلی را تاکید کرد.

the artist's craftmanship was clear in the intricate sculpture.

هنر ماهرانه هنرمند در این مجسمه پیچیده واضح بود.

the watchmaker demonstrated impressive craftmanship.

سازنده ساعت هنر ماهرانه بسیار خوبی نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید