ascribe

[ایالات متحده]/əˈskraɪb/
[بریتانیا]/əˈskraɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نسبت دادن... به

عبارات و ترکیب‌ها

ascribe blame

نسبت دادن تقصیر

ascribe meaning

نسبت دادن معنا

ascribe value

نسبت دادن ارزش

ascribe motive

نسبت دادن انگیزه

جملات نمونه

Many people ascribe the success of the project to good teamwork.

بسیاری از مردم موفقیت پروژه را به همکاری خوب نسبت می‌دهند.

She ascribes her good health to regular exercise and a balanced diet.

او سلامتی خود را به ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل نسبت می‌دهد.

Some cultures ascribe certain meanings to specific colors.

برخی از فرهنگ‌ها معانی خاصی را به رنگ‌های خاص نسبت می‌دهند.

It is unfair to ascribe motives to someone without evidence.

نسبت دادن انگیزه‌ها به کسی بدون مدرک غیرمنصفانه است.

He ascribed his failure to lack of preparation.

او شکست خود را به کمبود آمادگی نسبت داد.

Many people ascribe their happiness to their relationships with loved ones.

بسیاری از مردم خوشبختی خود را به روابط خود با عزیزان نسبت می‌دهند.

Some people ascribe supernatural powers to certain objects.

برخی از افراد قدرتهای فراطبیعی را به اشیاء خاص نسبت می‌دهند.

It is important not to ascribe stereotypes to individuals based on their ethnicity.

مهم است که بر اساس قومیت، کلیشه‌ها را به افراد نسبت ندهیم.

The success of the company can be ascribed to its innovative products.

می‌توان موفقیت شرکت را به محصولات نوآورانه آن نسبت داد.

She ascribed her artistic talent to years of practice and dedication.

او استعداد هنری خود را به سال‌ها تمرین و تعهد نسبت داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید