assistantship application
درخواست کمک آموزشی
assistantship program
برنامه کمک آموزشی
research assistantship opportunity
فرصت کمکتحقیقاتی
graduate assistantship stipend
حقوق پرداختی کمکتحصیلات تکمیلی
teaching assistantship responsibilities
مسئولیتهای کمک آموزشی تدریس
assistantship for students
کمک آموزشی برای دانشجویان
full-time assistantship
کمک آموزشی تمام وقت
part-time assistantship
کمک آموزشی پاره وقت
she is applying for an assistantship at the university.
او برای یک فرصت دستیاری در دانشگاه درخواست میکند.
his assistantship provided valuable teaching experience.
فرصت دستیاری او تجربه ارزشمندی در آموزش به او داد.
many students seek assistantships to help with tuition costs.
بسیاری از دانشجویان به دنبال فرصتهای دستیاری برای کمک به هزینههای تحصیل هستند.
she was awarded a research assistantship for her thesis work.
او برای کار پایاننامه خود، فرصت دستیاری تحقیقاتی دریافت کرد.
he found an assistantship that matched his career goals.
او فرصتی دستیاری پیدا کرد که با اهداف شغلیاش مطابقت داشت.
assistantships often come with a stipend and tuition waiver.
فرصتهای دستیاری اغلب با کمک هزینه و معافیت تحصیلی همراه هستند.
she balanced her studies with her assistantship responsibilities.
او تحصیلات خود را با مسئولیتهای دستیاریاش متعادل کرد.
the assistantship allowed him to network with professionals.
فرصت دستیاری به او اجازه داد تا با متخصصان ارتباط برقرار کند.
finding an assistantship can be competitive among students.
پیدا کردن یک فرصت دستیاری میتواند در بین دانشجویان رقابتی باشد.
her assistantship experience enhanced her resume significantly.
تجربه دستیاری او به طور قابل توجهی رزومه او را ارتقا داد.
assistantship application
درخواست کمک آموزشی
assistantship program
برنامه کمک آموزشی
research assistantship opportunity
فرصت کمکتحقیقاتی
graduate assistantship stipend
حقوق پرداختی کمکتحصیلات تکمیلی
teaching assistantship responsibilities
مسئولیتهای کمک آموزشی تدریس
assistantship for students
کمک آموزشی برای دانشجویان
full-time assistantship
کمک آموزشی تمام وقت
part-time assistantship
کمک آموزشی پاره وقت
she is applying for an assistantship at the university.
او برای یک فرصت دستیاری در دانشگاه درخواست میکند.
his assistantship provided valuable teaching experience.
فرصت دستیاری او تجربه ارزشمندی در آموزش به او داد.
many students seek assistantships to help with tuition costs.
بسیاری از دانشجویان به دنبال فرصتهای دستیاری برای کمک به هزینههای تحصیل هستند.
she was awarded a research assistantship for her thesis work.
او برای کار پایاننامه خود، فرصت دستیاری تحقیقاتی دریافت کرد.
he found an assistantship that matched his career goals.
او فرصتی دستیاری پیدا کرد که با اهداف شغلیاش مطابقت داشت.
assistantships often come with a stipend and tuition waiver.
فرصتهای دستیاری اغلب با کمک هزینه و معافیت تحصیلی همراه هستند.
she balanced her studies with her assistantship responsibilities.
او تحصیلات خود را با مسئولیتهای دستیاریاش متعادل کرد.
the assistantship allowed him to network with professionals.
فرصت دستیاری به او اجازه داد تا با متخصصان ارتباط برقرار کند.
finding an assistantship can be competitive among students.
پیدا کردن یک فرصت دستیاری میتواند در بین دانشجویان رقابتی باشد.
her assistantship experience enhanced her resume significantly.
تجربه دستیاری او به طور قابل توجهی رزومه او را ارتقا داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید