associability

[ایالات متحده]/əˈsoʊʃiəˈbɪlɪti/
[بریتانیا]/əˌsoʊʃiˈæbɪlət̬i/

ترجمه

n. کیفیت توانایی برای اینکه به راحتی با چیزی دیگر مرتبط یا متصل شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

high associability

همراهی بالا

strong associability

همراهی قوی

poor associability

همراهی ضعیف

associability testing

تست همراهی

measure associability

اندازه گیری همراهی

impact on associability

تاثیر بر همراهی

enhancing associability

افزایش همراهی

assess associability

ارزیابی همراهی

understanding associability

درک همراهی

importance of associability

اهمیت همراهی

جملات نمونه

the associability of team members enhances collaboration.

همکاری را افزایش می‌دهد، قابلیت ارتباط اعضای تیم.

high associability can lead to better problem-solving.

ارتباط زیاد می‌تواند منجر به حل بهتر مشکلات شود.

understanding associability is crucial in social networks.

درک قابلیت ارتباط در شبکه‌های اجتماعی بسیار مهم است.

associability affects how we form friendships.

قابلیت ارتباط بر نحوه شکل‌گیری دوستی‌ها تأثیر می‌گذارد.

the study examined the associability of different species.

این مطالعه قابلیت ارتباط گونه‌های مختلف را بررسی کرد.

associability plays a key role in marketing strategies.

قابلیت ارتباط نقش کلیدی در استراتژی‌های بازاریابی ایفا می‌کند.

in psychology, associability is important for learning.

در روانشناسی، قابلیت ارتباط برای یادگیری مهم است.

associability can influence consumer behavior significantly.

قابلیت ارتباط می‌تواند به طور قابل توجهی بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر بگذارد.

the associability of ideas is essential for creativity.

قابلیت ارتباط ایده‌ها برای خلاقیت ضروری است.

researchers are studying the associability of emotions.

محققان در حال مطالعه قابلیت ارتباط احساسات هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید